پيامبرى را طُعمهاى دهد ، اين طعمه براى جانشين اوست ، پس اگر وى بىنياز باشد آن را به عنوان صله رحم ، به خويشاوندانش مىبخشد « 1 » .
اين ، تناقضِ عجيب و تضاربِ آشكار است ، به راستى صواب كدام است ؟ ! آيا ادعاى ابوبكر درست است كه گفت « فدك » ملك مسلمانهاست ؟ يا ادعاى عمر صحيح مىباشد كه گفت براى تجهيز لشكر و توسعه سرزمينهاى اسلامى به اموال مسلمانان نياز دارد ؟ يا ادعاى عثمان راست كه آن را ملك خود مىدانست به اعتبار اينكه نماينده پيامبر است ؟ !
پاسخ هرچه باشد ، اين ادعاها بر منع حضرت فاطمه عليها السلام از فدك ( با اجتهادات و توجيهاتِ مختلف ) تطبيق شد و استمرار يافت و حاكمِ بعد در پى حاكمِ پيشين پا گذاشت ؛ و اين امر ، همآموزى پياپى را براى رشد مكتب اجتهاد و رأى - در برابر مكتب تعبّد محض به سنّت - اثبات مىكند « 2 » .
منع تدوين تا دوران خلافت عمر بن عبدالعزيز - كه باب تدوين را گشود - ادامه يافت . اين خليفه ، فدك را به اولاد حضرت فاطمه عليها السلام بازگرداند « 3 » . شايد اين كار براى ملازمه و ارتباط ميانِ آن دو بود ؛ زيرا تدوينِ حاصل - على رغم نقصهايى كه داشت - براى مسلمانان سودمند بود و حقايق بسيارى را روشن مىساخت ؛ هرچند از سوى ديگر ، هدف ، تثبيت اصول مكتب اجتهاد بود تا در مقابل مكتب تدوين و نقل حديث ، از خود دفاع كند .
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى 6 : 301 ، حديث 12516 .
( 2 ) . در كلام حضرت زهرا و امام على و اهل بيت عليهم السلام دلالتهاى روشنى بر اين امر هست ؛ مانند اين سخن حضرت زهرا عليها السلام - خطاب به زنان مهاجر و انصار : « ويعرف التالون غِبَّ ما أسّس الأوّلون » . . . و مسلمانان آينده خواهند دانست كه سرانجام اعمال مسلمانان صدر اسلام چه بوده است ؟ و اين سخن كه « در خطبه فدك » فرمود : « تتربّصون بنا الدوائر وتتوكّفون الأخبار » . . . و منتظر فرصت بوديد تا مگر روزگار بر ضد ما دگرگون شود گوش به زنگ اخبار بوديد .
( 3 ) . فت - - - وح البل - دان 1 : 38 ؛ شرح نهج البلاغه 16 : 278 ؛ معجم البلدان 4 : 239 ؛ الكام - ل 2 : 104 - 105 .