عمر براى مردم خطبه خواند و گفت : اگر شما را از آنچه مىشناسيد به آنچه آشنا نيستيد برگردانيم ، چه مىكنيد ؟ همه ساكت ماندند ! عمر اين جمله را سه بار بر زبان آورد .
على ( رضى الله عنه ) برخاست و گفت : اى عُمَر ، در آن صورت ، تو را به توبه وامىداريم ، اگر توبه كردى ، مىپذيريم .
عمر پرسيد : اگر توبه نكردم ، چه ؟
على عليه السلام فرمود : سرت را جدا مىكنيم .
عمر گفت : سپاس خداى را كه در اين امّت كسى را قرار داد كه هنگام كجروى ، ما را به راه راست درآورد « 1 » .
از اين نقل ، چند نكته را مىتوانيم دريابيم :
1 . عمر گفت : « از آنچه مىشناسيد به آنچه آشنا نيستيد » و نگفت : « از آنچه مىشناسيم به آنچه انكار مىكنيم » در اين تعبير ، براى شخص تحليل گر ، اشارهاى است ؛ پس نيك بينديش .
2 . اينكه مسلمانان خاموش ماندند با اينكه عمر سه بار سخنش را تكرار كرد ، آشكارا بر سياست زور و فشار فكرىاى دلالت دارد كه عمر در حقّ صحابه به كار بست ؛ و اين ، با آنچه ما در پيش آورديم ( حبس صحابه در مدينه - پي - ش خود - و منع آنها از نقل و نگارش حديث ) همسوست .
3 . روشن شدن موضع صريح پيروان مكتب تعبُّد ، و اينكه آنان هرگز به آوردنِ احكامى كه مبناشان اجتهاد و رأى است ، راضى نمىشدند ؛ و « به آنچه مىشناختند » از كتاب خدا وسنّت پيامبرش ، تمسّك مىكردند ، نه به رأى و اجتهادى كه نمىشناختند .
4 . مفهوم « استتابه » ( به توبه واداشتن ) در صورت انحراف از دين ( و سپس كشتن منحرف در صورت عدم توبهاش ) در مكتب سنّت و تعبّد ، يك مفهوم اسلامى است . اين
هامش
( 1 ) . مناقب خوارزمى : 98 .