در مرحله نخست امام عليه السلام مىفرمايد :
« فَمُني الناس لَعَمْرُ الله بخَبْط »
( به خدا سوگند ، مردم هدايت نايافته ، به بىراهه گرفتار آمدند ) زيرا بعد از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله ناتوانى كسى كه بر جايش نشست در همه قلمروها ( دينى ، فرهنگى و ارشادى و حتّى سياسى ) روشن شد چراكه براى رهايى از دشمنان سياسى خليفه اول ، سياست آن روزگار ، مرتدان و مخالفان سياسى حكومت را يك جبهه حساب نمود . لذا مى بينى مالك بن نُوَيْرَه به ستم كشته شد بىآنكه اقدامِ بازدارندهاى از سوى خليفه به عمل آيد .
ليكن كوتاهى زمان خلافت ابوبكر بسيارى از شكافها را پوشاند و كژروىها نمايان نشد ، به عكس خلافتِ طولانى عُمَر كه در آن امور و پديدههايى رخ نمود كه پيش از آن هويدا نبود .
و اين است كه امام على عليه السلام بر دوران خلافت عُمَر تأكيد مى ورزد ، چراكه بخش بزرگى از تغيُّر و تبدُّل در آن ، روى داد .
از آنجا كه عُمَر بسيارى از چيزها را نمىدانست ، مردم را در جهل و ناآگاهى افكند ؛ زيرا قوام رعيّت به حاكم است ، زمانى كه حاكم نيازمند كسى باشد كه او را استوار سازد و به عجز خويش اعتراف كند ، جامعه در بيراهه مىافتد و شيوههاى زندگى در غير مسيرى مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى مسلمانان ترسيم كرد .
در اين فضا ، آرا و اجتهادات ، چند گونه شد و هركس ادعا مىكرد كه بر صواب است و ديگران به خطا مىروند ، بلكه شخص خليفه به چيزى فتوا مىداد سپس به ضد يا مخالفِ آن فتواى ديگر صار مىكرد و آن گاه ادعا داشت كه همه آنها صحيح است و همه نظراتش حجّت و الزام آور مىباشد .
به اين ترتيب ، راه گم شد و جاده وسيع و آماده و باز ، باقى نماند . مردم - پس از آنكه جاده اصلى حركتشان را گم كردند - حركت در درّههاى پر پيچ و خم را در پيش گرفتند .
و اين همان چيزى است كه امام على عليه السلام در سخن ديگر اشاره مىكند و مىفرمايد :
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٣٧٣