تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
أَمِن رسمِ دار مَرْبَعٌ ومَصِيفُ * لَعَيْنَيْكَ مِن ماء الشُّؤُن وكِيفُ
يعنى آيا بدان جهت كه ( گذشت ) بهار و تابستان اين خانه را نابود ساخت و اثرش را بر زمين نهاد ، اشك‌هايت جارى است ؟ ! و « الصَّعْبة مِنَ النُوق » شترى است كه به سوارى تن ندهد ؛ اگر راكب افسارش را بكشد بينىاش را بدَرَد و اگر شُل و رها سازد ، به جاهاى هلاكت كننده درآيد و سوار را در دره يا آب يا آتشى افكند ، يا بگريزد و باز نايستد تا سوارش را بيندازد و او هلاك شود . و « أَشْنَقَ الرّجُل ناقَتَه » زمانى است كه شخص در حالى كه بر ناقه‌اش سوار است ، افسارش را بكشد . . . اين سخن امام على عليه السلام كه فرمود : « فَمُنِي الناس » ؛ يعنى مردم ، مبتلا و گرفتار شدند ، شاعر مىگويد : مُنيتُ بِزَمَّرْدَة كالعَصَا به زنى مَرْدخوى ، چون عصا ، گرفتار آمدم . و « خَبْط » حركت در بىراهه است و « شِماس » رميدن و فرار و « تَلَوُّن » تبدُّل و دگرگونى و « اعتراض » حركت بر خطى كه مستقيم نمىباشد ؛ گويا در شاخه‌هاى سير طولىاش ، در « عرض » حركت مىكند ( و به اين سو و آن سوى مىرود ) شتر نر سركش كج‌رو ، اين گونه راه مىرود « 1 » . از اين سخن امام عليه السلام تجسيم مراحل تغيُّر و تبدُّلى كه بر امّت در زمان حكومت عُمَر پديد آمد ، آشكار مىشود و اينكه چگونه مردم به اين درد ناعلاجى مبتلا شدند كه آنان را از راهى كه مىبايست در حيات دينى و سياسى و اجتماعىشان بپيمايند ، دور ساخت .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه 1 : 171 - 173 .