تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
سپس وى كلام شافعى را ذكر مىكند كه بسا با خويشتن مىگفت : به قياس نمىتوان دست يازيد مگر هنگام ضرورت ( چونان خوردنِ مُردار ) . پژوهش‌گر مصرى ، شفيق شحاته ، مىگويد : ارتقاى قياس به درجه‌اى كه مصدرى براى شريعت باشد ، بايد به اسبابِ تاريخى محض ، نسبت داده شود « 1 » . با كمال تأسّف ، سخن را با نص صاوى » ( كه از تندروان متعصّب است ) به پايان مىبرم . وى در حاشيه‌اش بر تفسير جلالين مىنويسد : تقليد سواى مذاهب چهارگانه جايز نمىباشد ، هرچند موافقِ قولِ صحابه و حديث صحيح و آيه باشد . بيرون از مذاهب اربعه ، گمراه است و گمراه‌ساز ؛ و بسا اين كار ، او را به كفر بكشاند ؛ زيرا اخذ به ظواهر كتاب و سنّت ، از اصول كفر است « 2 » . اين سخن بر خلاف نظر رؤساى مذاهب چهارگانه است كه به مردم اجازه نداده‌اند كه اقوال بر خلاف آيه و حديث صحيح را از آنان بپذيرند ؛ و عمل به هريك از مذاهبى را كه مردم در پيش گرفته‌اند ، معتبر دانسته‌اند . اين بود خلاصه‌اى از تاريخ تشريع اسلامى و ملابسات فقه . آن را بدان جهت آورديم كه خواننده بصيرت يابد و بر بعضى از اصولى كه در صدر اوّل اسلام پديد آمد و ريشه‌هاى اختلاف ميان مسلمانان آگاه شود ، و اينكه چگونه فقهاى اهل رأى ، تعدّد در رأى را جايز شمردند ؛ با اينكه مىدانيم خدا و پيامبر و قرآن يكى است ، و خدا ما را به وحدت در فقه و عقيده فرا مىخواند و از اختلاف و جدايى برحذر مىدارد ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله تأكيد و نص دارد بر اينكه فرقه ناجيه از امّتش تنها يك فرقه است .
هامش
( 1 ) . مناظرات فى اصول الشريعة : 330 ( به نقل از . ( 23 . . ( 2 ) . حاشية الصاوى على تفسير الجلالين 3 : 10 ( دار احياء التراث العربى ) . شيخ احمد بن حجر آل بوطامى - قاضى عالى ديوان شرعى - در دولت قطر ، كلام صاوى را در كتابش « السنّة والقرآن عن كونهما مصدر الضلال والكفران » رد مىكند ( به نقل از علّامه خليلى مفتى كشور سلطان نشين عمان در كتاب « الحق الدامغ : 10 » ) .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 368 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى