تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
آرى ، رسول خدا صلى الله عليه و آله - در حديث حوض - ما را آگاه ساخت كه كسانى از اصحابش از حوض رانده و طرد مىشوند ! جاى شگفتى است كه چرا پيامبر صلى الله عليه و آله بسنده نكرد به اين سخن ( كه بر حسب نقل اهل سنّت ) فرمود : « عليكم بكتاب الله وسنّتي » ( بر شما باد كتاب خدا و سنّتِ من ) تا اينكه به آن دو ، چيز ديگرى را افزود ؟ آيا معقول است كه سنّت ناقص باشد تا اكمال آن به سيره شيخين لازم آيد ؟ ! آيا وضع قيد « سنّة الخلفاء من بعدي » ( سنّتِ خلفاى پس از من ) يا « اقْتدوا بالَّذَين مِن بعدى » ( به دو نفر كه پس از من مىآيند اقتدا كنيد ) در كنار سنّت ، نمايان‌گر اجتهادات جديدى نيست كه درحياتِ علمى مسلمان پديدآمد و بر خلاف سنّت مطهّر بود ؟ و خواسته‌اند با وضع اين قيد بر زبان پيامبر ، هر دو نگرش را تصحيح كنند ؟ آيا عقلًا و شرعاً اين سخن درست است ؟ چگونه مىتوان ميان قول عمر و سخن پيامبر صلى الله عليه و آله جمع كرد ؟ به عنوان مثال ، مُتعه ( ازدواج موقّت ) يا به جهت قول عمر كه گفت : « كانتا على عهد رسول الله » ( دو متعه در عهد پيامبر بود ) مشروع است ، يا حرام مىباشد ؛ زيرا گفت : « أنا أُحرّمهما » ( من آن دو را حرام مىسازم ) ! امثال اين مفردات در شريعت فراوان است . احتمال راجح در اين نصوص ( احاديثى كه در آن نام خلفا آمده است يا بر « الذين من بعدى » - طبق ترتيب زمانى خلافت ؛ ابوبكر ، عمر ، عثمان ، امام على عليه السلام - تأكيد شده است ) اين است كه اينها از معناى اصلى شان تحريف شده‌اند يا پس از پيامبر صلى الله عليه و آله براى تصحيح رويكرد ابوبكر و عمر ( و پيروان مكتب اجتهادىشان ) ساخته شده‌اند . ما در اين عرصه ، دلايل مفصّلى داريم كه در زمانِ خودش خواهيم گفت .

دگرگونى ها و تغييرات

در اينجا لازم است به آنچه در عصرهاى بعد بر سر امّت آمد ، اشاره شود . دكتر ناديه عمرى در كتابش - الاجتهاد في الإسلام - مىنويسد :