تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
اين تناقض‌گويىها و عذرتراشىها براى اشخاص ، از نگاه پژوهش‌گران مخفى نمىباشد . آيا مىبايست نصوص و آنچه را در ميراث دينى پيشين آمده ، تصديق كرد يا توجيهات اساتيد را درباره ابوبكر و عمر پذيرفت ؟ آيا خدا شيخين را از خطا مصون داشت و به دليل ويژه ، اجتهادشان را اجازه داد و تعبّد به رأيشان را واجب ساخت ( چنان كه روايت كرده‌اند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بر شما باد سنّتِ من و سنّتِ خلفاى راشدين و هدايت يافته « 1 » ؟ آيا اين نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله صحيح است يا از آن ، بوى وجودِ مكتب ديگرى در قبال سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله به مشام مىرسد ؟ آيامعقول است كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله سنّتش را عِدل ( وهمتاى ) سنّت خلفاى راشدين بعد از خود قرار دهد ؟ در حالى كه به اختلاف امّت آگاه است و قرآن مىگويد :
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
« 2 » ؛ آيا اگر محمّد بميرد يا كشته شود ، شما ( به دوران جاهليت ) عقب گرد مى كنيد ؟ ! اگر اين حديث را - علىرغم نقص‌هاى آن - بپذيريم با مشكل ديگرى مواجه مىشويم و آن تناقض و تخالف آراى خلفاست ؛ ما مأموريم كدام يك را برگيريم و بدان ملتزم شويم ؟ كدام يك از خلفا مقصودند ، چهار خليفه اول يا هركس كه زمام خلافت را به دست گيرد و بر اريكه قدرت نشيند ؟ اگر اين حديث درست است ، چرا بر خلفاى دوازده‌گانه‌اى حمل نمىشود كه از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله دفاع مىكنند و ناشران حديث آن حضرت‌اند ؛ چراكه از امام على عليه السلام روايت شده كه فرمود :
هامش
( 1 ) . مسند احمد 4 : 126 ؛ سنن ابن ماجه 1 : 15 ، حديث 42 - 43 ؛ المستدرك على الصحيحين 1 : 174 - 177 ، حديث 329 - 333 . ( 2 ) . آل عمران / 144 .