باشد ، همه ميراث به او مىرسد ) و اگر شخص بميرد و تنها دو خواهر داشته باشد ، دو سوم ارث از آنهاست ، و اگر وارث برادر و خواهر باشد ، برادر ، دو برابر خواهر ارث مىبرد . خدا برايتان [ احكام ارث را ] تبيين مىكند تا گمراه نشويد ، و خدا بر هر چيزى داناست .
وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً
« 1 » ؛
و اگر مردى به كلاله [ خواهر برادرى ] ارث مىبَرَد . . .
آرى آنان استعمال رأى از سوى صحابه را ، توجيه كردند به اينكه اين كار ، تفسيرِ نصوص است .
دكتر مدكور - بر سخن پيشين خود كه به مراحل شكلگيرى « رأى » اشاره دارد - مىافزايد :
سپس كلمه « رأى » بر چيزى اطلاق گرديد كه در برابر نصوص بود ؛ نصوصى كه به نام « علم » ، ويژه گشته بود . پس از آن ، اصوليانى را مىيابيم كه « رأى » را به « قياس » - به تنهايى - تفسير مىكنند ، و بعضى آن را شامل همه چيزهايى قرار مىدهند كه با كتاب وسنّت واجماع ، برابرى مىكند .
رأى ، به مفهوم اخير ، اخَصّ از اجتهاد است ؛ زيرا نوعى از آن به شمار مىرود ، و آن را « اجتهاد به رأى » ناميدهاند ( در مقابل « اجتهاد در دائره تفسيرِ نصّ » ) .
مراد از « رأى » ، تعقُّل و تفكُّر به وسيلهاى از وسائلى است كه شرع - در استنباط حكمِ چيزى كه نص ندارد - سوى آن رهنمون كرده است .
امّا « اجتهاد » شامل استنباط حكم از نصّ ظنّى مىشود ؛ چنان كه جمع ميانِ نصوص به ظاهر متعارض را در بر مىگيرد ، و شامل اجتهاد به رأيى كه گفتيم ، هست .
هامش
( 1 ) . نساء / 12 .