ليكن زيد « 1 » و ابن عمر « 2 » ، از رأيشان برگشتند .
گفتهاند : عمر ، كار نخستِ خويش را واگذارد . شايد سببِ آن حديثى بود كه از عايشه به وى رسيد .
« بخارى و مسلم و ديگران از عايشه روايت كردهاند كه گفت :
صفيّه پس از آنكه طوافِ افاضه را انجام داد ، حيض شد . اين ماجرا را به پيامبر گفتم ، فرمود : آيا او ما را از توجّه به كعبه [ طواف وداع ] باز داشت ؟
گفتم : اى رسول خدا ، صفيّه بعد از طوافِ زيارت حيض شد !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : پس بايد ( با شما ) كوچ كند » .
يا سببِ ترك عمر ، حديث ديگرى باشد « 3 » .
امّا در نامه زيد به ابن عبّاس ، آمده است :
آنچه را گفتى ، همان گونه يافتم .
ابن عبّاس گفت : من سخن رسول خدا را درباره زنان مىدانم ، ليكن دوست دارم آنچه را در كتاب خدا هست بگويم ، سپس اين آيه را خواند :
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ
« 4 »
)
؛ آن گاه بايد آلودگى را بر طرف سازند و نذرشان را برآورند و خانه كعبه را طواف كنند .
از حيض پاك شد ، به نذر وفا كرد وخانه را طواف نمود ، چه باقى ماند « 5 » ؟
هامش
( 1 ) . موسوعة زيد بن ثابت : 107 .
( 2 ) . موسوعة عبدالله بن عمر : 285 .
( 3 ) . نگاه كنيد به : موسوعة عمر بن خطاب 333 ( به نقل از المحلّى 7 : 170 ) .
( 4 ) . حج / 29 .
( 5 ) . سنن بيهقى 5 : 163 ، حديث 9543 ( چنان كه در الدراسات : 136 ، هست ) .