تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
ليكن زيد « 1 » و ابن عمر « 2 » ، از رأيشان برگشتند . گفته‌اند : عمر ، كار نخستِ خويش را واگذارد . شايد سببِ آن حديثى بود كه از عايشه به وى رسيد . « بخارى و مسلم و ديگران از عايشه روايت كرده‌اند كه گفت : صفيّه پس از آنكه طوافِ افاضه را انجام داد ، حيض شد . اين ماجرا را به پيامبر گفتم ، فرمود : آيا او ما را از توجّه به كعبه [ طواف وداع ] باز داشت ؟ گفتم : اى رسول خدا ، صفيّه بعد از طوافِ زيارت حيض شد ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : پس بايد ( با شما ) كوچ كند » . يا سببِ ترك عمر ، حديث ديگرى باشد « 3 » . امّا در نامه زيد به ابن عبّاس ، آمده است : آنچه را گفتى ، همان گونه يافتم . ابن عبّاس گفت : من سخن رسول خدا را درباره زنان مىدانم ، ليكن دوست دارم آنچه را در كتاب خدا هست بگويم ، سپس اين آيه را خواند :
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ
« 4 »
)
؛ آن گاه بايد آلودگى را بر طرف سازند و نذرشان را برآورند و خانه كعبه را طواف كنند . از حيض پاك شد ، به نذر وفا كرد وخانه را طواف نمود ، چه باقى ماند « 5 » ؟
هامش
( 1 ) . موسوعة زيد بن ثابت : 107 . ( 2 ) . موسوعة عبدالله بن عمر : 285 . ( 3 ) . نگاه كنيد به : موسوعة عمر بن خطاب 333 ( به نقل از المحلّى 7 : 170 ) . ( 4 ) . حج / 29 . ( 5 ) . سنن بيهقى 5 : 163 ، حديث 9543 ( چنان كه در الدراسات : 136 ، هست ) .