و در حديث سوّم هست كه فرمود : تيمّم را به شما مىآموزم آن گونه كه جبرئيل به من آموخت . . . « 1 » .
آيا بر عُمَر آنچه ابوهُرَيره و ابوذر و ديگران درباره تيمّم روايت كردهاند ، پوشيده ماند ؟ و همچنين اخبارى كه درباره محافظت بر نماز رسيده است و اينكه در هيچ حالى نماز ترك نمىشود .
همه اين گزارشها عقيده خطا و نادرست خليفه را مىنماياند و اينكه او به احكام شرعى از ديگران داناتر نبود ( چنان كه بعدها ادعا كرد ) و عقلانيّت متمايز از ديگران نداشت ( آن گونه كه دكتر ناديه عمرى و ديگران ادعا كردهاند ) .
افزون بر اين ، رأى عُمَر در شخص جنبى كه آب نيابد محدود نماند ( تا قول به استثنا و پذيرش توجيهات ديگران ممكن باشد ) ، بلكه اين امر پرورش يافت و از حد گذشت ؛ زيرا عمر بر لزوم پيروى از آرايش تأكيد مى ورزيد ، هرچند در يك واقعه آراى مختلفى ارائه شود .
از حَكَم بن مسعود ثقفى روايت شده كه گفت :
من شاهد بودم كه عُمَر ، برادرانِ پدر و مادرى را با برادرانِ مادرى ، در ثلثِ ميراث ، شريك ساخت .
مردى گفت : در سال اول [ خلافت ] در اين باره حكم ديگرى كردى !
عمر پرسيد : چگونه حكم كردم ؟
گفت : ثلث ارث را براى برادر مادرى قرار دادى ، و به برادران پدر و مادرى چيزى ندادى !
عمر گفت : آن قضيه ، همان بود كه قضاوت كرديم ، و اين ماجرا براساسِ همين حكم ماست « 2 » .
در لفظ ديگر آمده است كه عُمَر گفت :
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد 8 : 273 ؛ كنز العمّال 9 : 589 ، حديث 27582 .
( 2 ) . سنن بيهقى 6 : 255 ، حديث 12247 ( و جلد 10 ، ص 120 ) .