گشودن درِ كعبه در جاهليت و اسلام
جايگاه كعبهء مكرمه به عنوان بيتاللَّه الحرام ، همواره در اذهان و قلبهاى مردم جاداشته و آنجا نزديكترين و مقدسترين مكانى است كه در آن دعا و استغاثه به درگاه پروردگار مورد اجابت قرار مىگيرد و هر مظلوم و ستمديده و گناهكار سر شكسته ، بدين مكان پناه مىآورد و در كنار آن اشك ندامت و بندگى از ديدگان جارى مىكند و انتظار فرج از شدتها و سختيهايى كه در آن قرار گرفته ، از پروردگار كريم و بخشاينده و رحيم دارد ؛ آن پروردگارى كه داراى جلال و جبروت الهى است . بنابراين هر شخصى اصرار بر آن داشته و دارد كه به درون اين خانه راه يابد و لحظاتى را در آن سكوت و تنهايى و تاريكى ، با خداى خود راز و نياز كند . در صورتى كه كه ورود به كعبه آرزوى انسانها نبود ، خليل خدا ، ابراهيم عليه السلام به هنگام ساختمان كعبه ، درى بر آن قرار نمىداد .
اگرسراى پادشاهان و معتمدان ، محلّ امن و كرم در نزد مردماست ، پسبيتاللَّه - عزّ شأنه - برترين مكان احسان و بخشش و عفو و گذشت مىباشد . خداوند - جلَّ جلاله - شهر مكه را به عنوان شهر امن و امان در قرآن ياد كرده ، پس اين خانه با فضلترين و محبوبترين جايگاه در نزد پروردگار است و مسلمانان همواره در آرزوى تشرّف به اين ديار و انجام مناسك حج و عمرهاند تا شايد خود را جزو آمرزيدگان درگاه او قرار دهند .
پس ورود به بيتاللَّه ، با ادب و وقار ، همواره خواستهء تمامى خداجويان بوده و اين عادت ، سنتى است كه در ايام جاهليت نيز بدان عمل مىكردهاند .
« ازرقى » در تاريخ خود آورده :
« محمد بن يحيى از واقدى ، از عبداللَّه بن يزيد ، از سعيد بن عمرو هذلى از پدرش بر من چنين خبر داد :
ديدم قريش ( در جاهليت ) در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه درِ كعبه را باز كرده و پرده داران و كليد داران در كنار آن مىنشستند . پس مردى از پلهها بالا مىرفت تا وارد خانه شود ، پردهداران و كليد داران اگر مايل به ورود او نبودند به بيرون پرتابش مىكردند