عبدالقادر شيبى را در جاى وى نشاند . »
و نيز غازى در كتاب « إتحاف فضلاء الزمن » مطلبى را نقل كرده كه فشردهء آن را مىآوريم :
« در محرم سال 1122 هجرى ، شيخ سعيد منوفى با شلبى حميدان ، وزير مكه در آن دوران ، ديدار كرد و در اين ديدار به او گفت : شريف دستور داده است كه كليدى همانند كليد درِ كعبهء مكرمه را براى او بسازى ، پس شلبى عثمانى ، شخصى را به دنبال كمال صائغ يا كمال زرگر فرستاد و خواستهء شريف را مبنى بر ساختن كليدى همانند كليد كعبه به وى ابلاغ كرد . پس او كليدى را ساخت كه اين كليد با كليد اصلى درِ كعبه هيچ تفاوتى نداشت و كسى نمىتوانست بين آن دو فرقى بگذارد . اين مطلب به گوش شريف رسانده شد و شريف او را احضار نمود و كليد را از او خواست و او كليد را آورد و تحويل شريف داد .
شريف به دنبال عبدالواحد شيبى فرستاد و كليد را تسليم وى كرد . شيخ عبد الواحد از شباهت آن كليد به كليد اصلى ، كه در نزد وى محفوظ بود ، تعجب كرد . در اين هنگام شريف ، شلبى عثمان را احضار كرد و حقيقت مطلب را از او جويا شد . او گفت : آن را براى شما ساختم ؛ زيرا شيخ سعيد منوفى نزد من آمد و گفت : شريف دستور داده است كه كليدى شبيه به كليد درِ كعبه را بسازم ، پس امتثال امر كردم و آن را ساختم ! شريف دستور داد شيخ سعيد منوفى از پست خود اخراج شود و از شهر تبعيد گردد ، ليكن با شفاعتى كه سيد عبدالمحسن بن احمد بن زيد ، از او كرد ، مورد عفو شريف قرار گرفت .
گفتنىاست كه شيخ سعيد قصد آن داشت كليد ساخته شده را براى پادشاه هند بفرستد .
و نيز در جلد دوم « تاريخ الغازى » مطلبى آمده كه اينك آن را بطور خلاصه باز مىگوييم :
« هنگامىكه سيفالاسلام طغتكين بن ايوب ، پادشاه يمن و برادر سلطان صلاح الدين در ماه رمضان سال 581 هجرى بر مكه مسلّط شد ، امير مكه در آن زمان ؛ يعنى مكثربن عيسى ، درِ كعبه را قفل كرد و كليد آن را به همراه خويش بر روى كوه ابو قبيس برد . سيفالاسلام شخصى را به سوى وى گسيل داشت و كليد را از او طلب نمود . امير از
التاريخ القويم لمكة وبيت الله الكريم ( كعبه و مسجد الحرام در گذر تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: هادى انصارى
ص٩٤