دادن كليد امتناع ورزيد . سيفالاسلام به فرستادهء خويش گفت : به دوست خود بگو خداوند از برخى كارها ما را منع كرد ليكن ما آن را انجام داديم ، و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود :
« لا تأخذوا المفتاح مِن بني شيبة » ؛ « كليد را از بنى شيبه باز پس نگيريد »
و ما آن را باز مىستانيم و سپس به درگاه پروردگار استغفار مىكنيم . در اين هنگام امير مكه كليد كعبه را براى او فرستاد .
در كتاب « تاريخ الكعبة المعظمة » « 1 » ضمن نقل حوادث سال 976 هجرى آورده است : سه روز مانده به پايان ماه رمضان ، شيخ عبد الواحد شيبى كعبهء مكرمه را طبق برنامه ، براى ورود بانوان گشود . در اين هنگام كليد ، كه به وسيلهء پوششى از طلا تزيين شده بود ، به سرقت رفت . غوغايى به پا شد و كلّيهء درهاى مسجدالحرام بسته شد و تمامى مردم حاضر در مسجدالحرام را جستجو كردند ليكن بدان دست نيافتند . پس از مدّتى سنان پاشا در يمن شخصى اعجمى را دستگير كرد و خود و خانهاش را توقيف نمود . در خانهء شخص ياد شده ، به همراه كليد ، اشياى به سرقت رفتهء ديگرى نيز پيدا شد ، كه پس از اقرار ، گردن وى را در ميان مردم زدند و سرانجام سنان پاشا كليد را نزد شيخ عبدالقادر شيبى باز پس فرستاد . »
ابن جبير اندلسى در سفرنامهاش ، كه به سال 578 هجرى به اين ديار رفته ، چنين مىنويسد :
« هنگامىكه بزرگِ پردهداران ، جهت گشودن درِ كعبه براى ورود سيفالاسلام امير طغتكين ابن ايوب برادر صلاح الدين ، به وسيلهء پلكانى كه در مقابل درگاه كعبه قرار مىدهند ، بالا رفت ، كليد از ميان كيسه به وسط جمعيتى كه در اطراف آنها بر روى زمين مطاف جمع شده بودند ، افتاد . رنگ از رخ پردهدار كعبه پريد و تمامى اندامش لرزيد ، چراكه در اين حال امير ياد شده بر روى پلكان ايستاده بود ، ليكن بلافاصله كليد را يافتند و درِ كعبه گشوده شد و آنان به درون كعبه رفتند .
هامش
( 1 ) - نوشته حسين بن عبداللَّه باسلامهء مكّى حضرمى ، عضو مجلس شورا در مكهء مكرمه بوده كه در سال 1356 هجرى در طائف درگذشت . از او تأليفات بسيارى باقى مانده كه از آن جمله است كتابهاى : « تاريخ الكعبة المعظمة » و « عمارة المسجد الحرام » و « حياة سيد العرب » . « مترجم »