اگر در دو اجياد كبير و صغير ، در خيابان اصلى ، به سمت جنوب و به طرف « مسفله » پيش به روى ، « سوق الحزوره » را در كنار باب الوداع مشاهده مىكنى و نيز راهها و كوچههايى را در سمت راست خود ، كه به سوى مسجد و مطاف باز مىگردد ، مىبينى . از معروفترين آنها « باب الحناطين » مىباشد . گفتنى است كه وجه نامگذارى آن برايم معلوم نشد ؛ زيرا در اين نقطه بازارى براى گندم فروشان وجود نداشته و شايد « حنّاطين » از نقطه نظر زياد بودن گندم در آنجا بوده است . زيرا اين را مىدانم كه اين در نقطهاى بوده براى عرضهء فراوردههاى گندم مكه . در اين سو نيز خانههايى از آنِ « خاندان صيفي » و نيز خانههايى از خاندان عبدالدار و ديگر خانههايى از بنى مخزوم قرار داشته است .
اگر راه خود را به سوى « سوق الصغير » ادامه دهيد ، در كنار خانههايى از خاندان اسد فرزند عبدالعزّى قرار مىگيريد .
در قسمتهاى پايين مكه ، نظير « الشبيكه » يا « حارة الباب » و يا « جَرْوَل » مناطقى بوده است كه جمعيت اندكى در آن زندگى مىكردهاند و در منطقه سرسبز « جَرْوَل » نيز عدهاى مشغول زندگى بودهاند . اين قسمت جزء كوچكى از اطراف پشت « مَسفله » به شمار مىآيد . در مطالعاتم در تاريخ ، نسبت به منطقه ياد شده تراكم جمعيتى را در اين ناحيه نديدم .
در تاريخ به بعضى از خانهها در دامنهء كوه « ذى أعاصير » برخورد مىكنيم و از قرائن متوجه مىشويم كه « ذى أعاصير » همان « كوه عمر » مىباشد . باور و اعتقاد من آن است كه اين منطقه در زمانهاى دور داراى خانه نبوده و در دورههاى اخير به محل سكونت تبديل شده است ؛ زيرا اين دامنه به اسم « عمر بن خطاب » نامگذارى گرديده است . بديهى است اگر آنجا محلّ سكونت قبيله يا اشخاصى بود ، مىبايست نام آنان قبل از عمر بن خطاب بر آن نهاده مىشد .
همچنين در تاريخ ، آثارى از سكونت و آبادانى در « ثنيه » ، كه از پشت آن به « جَرْول » سرازير مىشويم ، به چشم نمىخورد . در آن دوران به اين منطقه « الحزنه » مىگفتند و آن بر خلاف دشت بوده و هم اكنون بدان « الحفائر » گفته مىشود .
پيش از دوران خالد برمكى « الحفائر » راهى از « الشبيكه » به « جَرْول » خلفى نداشته ؛
التاريخ القويم لمكة وبيت الله الكريم ( كعبه و مسجد الحرام در گذر تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: هادى انصارى
ص٢٨١