در آن طاقت حجّ نداشته باشد يا پادشاهى كه منع او نموده باشد بايد كه بميرد بر يهوديّت يا نصرانيّت « 1 » .
و اخبار در فضيلت حجّ و عمره بيش از آن است كه توان شمرد و در جاى خود با كيفيّت اعمال حجّ و عمره مذكور است .
و امّا بيان سرّ اين دو آن است كه ميسّر نيست وصول به خداى عزّ و جلّ مگر به منزّه بودن از شهوتها و بازماندن از لذّتها و اكتفا به قدر ضرورت در آنها و در جميع حركات و سكنات « 2 » از براى خدا مجرّد بودن . و از براى اين بود كه در ملّتهاى سابق گوشهنشينان از مردم عزلت اختيار مىكردند و در سر كوهها جا مىگرفتند و از مردم وحشت مىداشتند از براى آنكه به خدا انس بگيرند ، و ترك لذّتهاى نقد را مىنمودند و مشقّتهاى عظيم بر نفس خود وارد مىساختند از براى طمع در آخرت . و خداى عزّ و جلّ در قرآن مجيد مدح ايشان را كرده و فرموده :
« وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ
« 3 »
اللَّهِ »
« 4 » يعنى گوشهنشينى و عزلت و محنتها اختيار كرده بودند كه ما بر ايشان واجب نكرده بوديم ، بلكه ايشان از براى طلب رضاى خدا « 5 » مىكردند .
و فرمودهاند :
« ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ »
« 6 » يعنى اين به سبب آن بود كه بعضى از ايشان دانشمند و بعضى گوشهنشين بودند و از قبول حقّ تكبّر نمىنمودند .
و چون آن طريقه « 7 » مندرس شد و مردمان اقبال كردند بر متابعت شهوتها و ترك تجرّد از براى عبادت نمودند « 8 » و در آن سستى ورزيدند خداى عزّ و جلّ حضرت
هامش
( 1 ) . روضة الواعظين : 361 .
( 2 ) .a- وسكنات .
( 3 ) . رضوان /s mمَرضاة .
( 4 ) . حديد : 27 .
( 5 ) . خدا /sخداى .
( 6 ) . مائده : 82 .
( 7 ) . طريقه /aطريق .
( 8 ) . نمودند /aنمودن .