و هرگاه حكمت خدا مقتضى آن باشد كه نجات مردم مربوط به عملهايى باشد كه مخالف هواى طبايع است و مهار طبيعتها در دست شرع باشد و تردّد ايشان در عملها بر طريقهء فرمانبردارى و بر مقتضاى بندگى باشد هرآينه آنچه را به معناهاى آن نتوان رسيد در ميان انواع عبادتها بيشتر تأثير خواهد نمود « 1 » در پاكيزه ساختن نفوس و گردانيدن آنها از مقتضاى طبع و خُلقها به مقتضاى رقّيّت و بندگى .
و هرگاه به اينكه گفتيم متفطّن شدى مىفهمى كه تعجّب كردن نفسها از اين نوع افعال عجيبه منشأش غفلت از اسرار عبادتهاست . و از آنچه گفتيم ظاهر شد كه هركه قصد كعبه نمايد قصد خدا را نموده ، زيارت او را كرده و « 2 » سزاوار است كه به لقاى الهى سرافراز گردد در وعدهگاهى كه مقرّر شده . و اشتياق به « 3 » لقاى خدا باعث آن مىشود كه اشتياق به اسباب ملاقات حاصل شود ، پس بايد كه نيّت خود را از براى خداى عزّ و جلّ خالص گرداند و از شايبهء ريا و غير آن دور سازد .
فصل [ آن چيزى كه سزاوار است براى حاجى هنگام حج رفتن ]
سزاوار از براى قاصد حجّ در هنگام توجّه به آن و بيرون رفتن از شهر آن است
[ m . a 125 ]
كه ردّ مظلمهها و اداى حقّها بنمايد و توبه كند توبهء خالصى و قطع كند علاقهء خاطر را از غير آنچه متوجّه آن است تا آنكه روى دلِ او متوجّه خدا باشد . و با خود قرار دهد كه بازگشت از اين سفر نخواهد نمود و از براى اهل و اولاد وصيّتنامچه بنويسد و مهيّاى سفر آخرت گردد ؛ زيرا كه آخرت به آن نزديك و در برابر است . و اتيان نمايد به آداب سفر - چنانچه در جاى خودش مذكور است - و خصوصاً سعى كند در توسعهء زاد و پاكيزه ساختن آن از شبهه و سخنان را پاكيزه و نرم گرداند و تا ميسّر باشد افتادگى و تواضع بنمايد « 4 » .
هامش
( 1 ) .a+ و .
( 2 ) .a s- و .
( 3 ) .a- به .
( 4 ) . بنمايد /a sنمايد .