و نيز فرمودهاند « 1 » : هر علمى كه از اين خانواده بيرون نيامده باشد آن علم باطل است . و اشاره نمودند به خانوادهء عصمت و امامت سلام اللَّه عليهم « 2 » .
و هرگز اين شخص بصير اختراع نمىكند از پيشِ خود به جهت استنباط مسايلْ قاعدهء كلّيّهاى كه نه متّفقٌ عَليه و نه از امام معصوم مسموع باشد ؛ مانند قاعدهء حجّيّت خبر واحد يا عدم حجّيّتِ « 3 » آن كه بحث در آن تا اين زمان به جايى نينجاميده و نخواهد انجاميد و غير از اين قاعدهها كه نزد اهلش به اصول فقه ناميده شده ، بلكه طلب مىكند در هر مسئله كه رو دهد با منطوقِ روايتى را به خصوص كه جائز باشد اعتماد بر آن كردن ، يا مفهوم روايتى را كه صريح در مقصود بوده به آن مطمئن توان شد . و چون تواند شد كه متشابه محكم شود و حال آنكه خداى عزّ و جلّ آن را متشابه قرار داده ؟ ! پس تأويل متشابه نمودن يا جزم به أحد الطَّرفَين آن كردن سزاوار نيست چنانچه جمعى كه دلشان از حقّ ميلى دارد اين كار مىكنند « 4 » .
و آنچه گفتيم وجهش آن است كه خداى عزّ و جلّ امور را بر سه قسم كرده « 5 » ، در حديث نبوى وارد است كه : بعضى از امورْ خوبى او در غايت وضوح است پس بايد او را تابع شد . و بعضى از امورْ بدى او در نهايت ظهور است پس بايد از آن اجتناب نمود . و بعضى از امورْ در اين ميانه متشابه است پس بايد كه حكم آن حواله شود به خدا و رسول و راسخين در علم و عالِمين به تأويل « 6 » .
هامش
( 1 ) . فرمودهاند /aفرمودند .
( 2 ) . با اندكى اختلاف از امام محمّد باقر عليه السلام در بصائر الدرجات : 531 ح 21 . مختصر بصائر الدرجات : 62 .
( 3 ) .a s- خبر واحد يا عدم حجّيّتِ .
( 4 ) . مىكنند /aمىكند .
( 5 ) .s a+ و .
( 6 ) . تهذيب الأحكام 6 : 302 . و مانندِ آن در الكافي 1 : 68 ضمن روايتى طولانى . كتاب من لا يحضره الفقيه 3 : 10 .