و كيفيّت تفقّه در نزد اين گروهِ دوم آن بود كه در هر مسئله رجوع به امام مىنمودند هرگاه ايشان را لقاى امام ميسّر مىبود . و الّا بر دو صنفند : صنفى بصير و صنفى مستبصر . و به عبارات ديگر : فقيه و متفقّه ، خاصّى و عامّى ، مجتهد و مقلّد ، چه « 1 » نزاعى در تسميه نمىباشد .
امّا بصير ايشان و آن كسى است كه نهايت فهم و زيركى و قوّت قدسيّه و زهد در دنيا و ورع در دين داشته باشد ، پس كيفيّت تفقّه در نزد وى آن است كه تابع محكمات قرآن « 2 » و سنّت نبوى و محكمات احاديث اهل بيت عصمت سلام اللَّه عليهم - كه به صحّت پيوسته باشد - شده ، استنباط نمايد از آنها آنچه را واجب « 3 » است اعتقاد داشتن يا عمل به آن نمودن و تقويت دهد آن را به شواهد عقل قويم و فهم مستقيم و تأييد كند آن را به آنچه از جانب خداى عزّ و جلّ بر ذهن مُصفّى به عملهاى « 4 » پسنديده و قلب منوّر به نور خُلقهاى پاكيزه وارد شود و به آن ملهم گردد چه « 5 » شرافت عقل بر احدى مخفى نيست و اگر عقل نمىبود شرع دانسته نمىشد . و گويا عقل شرعى است داخلى چنانچه شرع عقلى است خارجى ، و هميشه هريك تأييد و تقويت ديگرى مىنمايد « 6 » تا آنكه هر دو متّحد شوند .
و در حديث وارد است كه : ادا نمىكند بنده فرائض خدا را تا ادراك كند آنها را از جانب خدا . و جميع عابدان در فضل عبادتشان نمىرسند به آنچه عاقلان رسيدهاند « 7 » .
و عاقلان كسانيند كه به كُنه حقيقت چيزها رسيده ، سرّ آن را دريافتهاند .
هامش
( 1 ) . چه /s aچو .
( 2 ) . قرآن /a sقرآنى .
( 3 ) . واجب /sداخل .
( 4 ) . عملهاى /s aعلمهاى .
( 5 ) . چه /a sچو .
( 6 ) . مىنمايد /aرا مىنمايند .
( 7 ) . الكافي 1 : 13 ضمن ح 11 . تحف العقول : 397 از امام كاظم عليه السلام . شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد 18 : 186 .