امامى را كه علم « 1 » از خدا و رسول خدا « 2 » در خصوص « 3 » هر واقعه فراگرفته . و اطاعت نمودند آنچه را خداى عزّ و جلّ در قرآن مجيد امر به آن كرده « 4 » در آنجا كه فرمودهاند « 5 » :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
« 6 » يعنى سؤال كنيد از اهل دانش اگر ندانيد . و در آنجا كه فرمودند :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
« 7 » يعنى اى گروه مؤمنان ! اطاعت كنيد خدا را و رسول خدا را و آنهايى را كه به « 8 » فرمان خدا و رسول مطّلع و آگاهند .
و امّا آنچه مىيابى از اجتهاد نمودن بعضى از متأخّرينِ علماى شيعه و تصنيف كردن كتابها در اصول فقه سببش شبههاى است كه به مخالفين « 9 » در وضعِ اصول رو داده « 10 » و اين شبهه در علماى شيعه سرايت كرده ، چنانچه بيان آن در بعضى كتب مفصّلًا شده . با آنكه احتمال دارد كه اوّلًا مصلحتى در آن ديده و رعايتِ مماشات با مخالفين نموده باشند تا گمان نكنند كه اين نوع علوم دقيقه در اين قوم يافت نمىشود ، و اين معنا بر جماعتى كه بعد از ايشان آمدند مشتبه شده سرايت در امثال ايشان نيز نموده باشد « 11 » . و بر هر
[ m . b 7 ]
تقدير اين باعثِ نقصى در علوّ درجهء ايشان نمىگردد و سبب ملحق شدن ايشان به گروه اوّل نمىشود . و حاشا جناب عالىشأن اين بزرگان از امثال اين سخنان ، چه « 12 » اين جماعت حقّ بسيارى بر فرقهء ناجيه دارند به سبب رواج دادن مذهب حقّ و بر طرف كردن تقيّه در بسيارى از شهرها ، امّيد كه خداى عزّ و جلّ ايشان را از ما جزاى خير داده با ائمّهء بزرگوارشان محشور سازد .
هامش
( 1 ) .a+ را .
( 2 ) . خدا /aاو .
( 3 ) .s- آن مسئله و . . . در خصوص .
( 4 ) .a s+ و .
( 5 ) .s a- اند .
( 6 ) . نحل : 43 .
( 7 ) . نساء : 59 .
( 8 ) . به /s aبر .
( 9 ) . مخالفين /sمخالفت .
( 10 ) .a+ بود .
( 11 ) . باشد /aباشند .
( 12 ) . چه /s aچو .