متشابهات و محكمات شدند از براى طلب فتنه و طلب تأويل آياتى كه راهى به فهميدن
[ m . a 7 ]
آن نداشتند و پيش از پيدا كردن دليل بر مطلب اختيارِ مطلب نمودند . و اين گروه اصحاب ابى بكر بن ابى قحافهء تيمى و عمر بن خطّاب عدوىاند .
و هركه پيرو اينها شد از جماعتى كه در هر مسئله قايل به اجتهاد و رأى شدند و رأىهاى ايشان متبدّل و علماشان مختلف مىگرديدند و همگى تابعِ گمان و آنچه دلشان مىخواست مىشدند و آنچه مىگفتند به تَخمين مىبود .
و اين گروه دو صنفند : صنفى مجتهد و « 1 » صنفى مقلّد . و كيفيّت تفقّه در نزد مجتهدِ ايشان فارغ ساختن خاطر بود در تحصيل گمان در هرچه مردم به آن محتاج باشند از علوم دينيّه ، خواه اصول علم باشد و خواه فروع . و قواعدى بسيار « 2 » اختراع نموده بودند كه در استنباط متشابهات به آن قواعد استعانت مىجستند . و كيفيّت تفقّه در نزد مقلّدِ ايشان آن بود كه اخذ مىنمودند از مجتهد خود آنچه را مجتهد به گمان استنباط نموده بود . و اگر از « 3 » مجتهدشان به يك واسطه يا چندين واسطه به ايشان مىرسيد اعتماد نموده عمل مىكردند .
و گروهى در تعيين « 4 » امام قايل شدند به آنچه خداى عزّ و جلّ تصريح به آن نموده بود . و « 5 » در عقايد و احكام تابع محكمات شدند . و اقتصار « 6 » نمودند بر آنچه ظاهر وحى و تنزيل به آن ناطق بود . و پرهيز كردند از آنچه نزديك بود كه به گمراه شدن يا گمراه كردن بينجامد . و اين گروه اصحاب أمير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام اند « 7 » كه در هر مسئله قايل نيستند مگر بر نصّى به خصوص آن مسئله و فرمانبردارى نمودهاند
هامش
( 1 ) .s- صنفى مجتهد و .
( 2 ) . قواعدى بسيار /s aقواعد بسيارى .
( 3 ) .s- از .
( 4 ) . تعيين /sتعيّن .
( 5 ) .a m- و .
( 6 ) . اقتصار /aاقتضاء .
( 7 ) .a- اند .