دست آوردن صيد بر شكّ است . و همچنين احتياط و عاقبتانديشى « 1 » طريقهء عاقلان است . و هركه شكّ دارد در آخرت به حكم احتياط بر وى واجب است كه بگويد :
صبر كردن در چند روز « 2 » كم - كه نهايت عمر است - نسبت به آنچه از امر آخرت گفته مىشود چيز كمى است ، پس اگر آنچه مىگويند دروغ است چيزى از من فوت نمىشود مگر عيش ايّام حيات و اگر راست است هميشه در جهنّم خواهم « 3 » بود و صبر بر اين ممكن نيست .
و اصل دوم آن است كه آخرت شكّ است . و اين اصل نيز غلط ، بلكه در نزد مؤمنان يقين است . و منشأ اين يقين دو چيز است : يكى ايمان و تصديق
[ m . a 65 ]
انبيا و علما نمودن . و « 4 » دوم وحى و الهام است كه از براى انبيا و اوليا حاصل مىشود ؛ زيرا كه حقيقت چيزها چنانچه هست از براى ايشان كشف شده و مشاهدهء آنها را به بصيرت باطن نمودهاند چنانچه تو به ديدهء ظاهر مشاهدهء محسوسات را مىكنى ، پس هر خبرى « 5 » كه مىدهند از ديده مىگويند نه از شنيده و محض تقليد .
و امّا مثال مغرور به خدا شدن آن است كه بعضى به دل و به زبان گفتهاند كه : اگر بازگشتى به خدا خواهد بود ما از ديگران سزاوارتريم به احسان از آن راه كه در دنيا مالدارتر و خوشحالتريم ، چنانچه خداى از آن دو مرد كه دو بستان در جنب يكديگر داشتند حكايت فرموده در قرآن مجيد كه يكى از آن دو مىگفت :
« وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً »
« 6 » يعنى گمان ندارم كه قيامتى باشد ، و اگر به
هامش
( 1 ) . عاقبت /sواقعيّت .
( 2 ) . روز /aروزى . درmهم « روزى » بوده ولى روى حرفِ آخر خط خورده است .
( 3 ) . خواهم /s aخواهد .
( 4 ) .s a- و .
( 5 ) . خبرى /aچيزى .
( 6 ) . كهف : 36 .