صفتى از صفات كمال نمود فرمان او را مىبرد و به حسب قوّت اعتقاد و به حسب درجهء آن كمال در نزد وى مسخّر آن كس مىشود و شرط نيست كه آن وصف در نفسُ الأمر كمال باشد بلكه مىبايد كه نزد آن كس و به اعتقاد وى كمال باشد . و بسيار « 1 » مىباشد كه كسى « 2 » اعتقاد كمال « 3 » مىدارد در چيزى كه كمال نمىباشد و كسى را كه موصوف به آن كمال مىيابد بىاختيار به حسب اعتقاد فرمانبردارى او را به دل مىكند زيرا كه فرمانبردارى دل حالتى است از احوال دل .
و احوال دل تابع اعتقادها و علمها و خيالهاست كه در دل مىباشد ، و « 4 » چنانچه دوستدار مال را رغبت به مالك شدن بندهها و غلامان مىباشد . همچنين دوستدار جاه رغبت به بنده ساختنِ آزادان مىدارد و مىخواهد كه به وسيلهء مالك شدن دلها مالك نفسها نيز بشود « 5 » ، بلكه بندگى را كه صاحب جاه طلب مىكند عظيمتر است از بندگى كه صاحب مال طلب مىكند از براى آنكه كسى كه مالك بنده مىشود به جبر مىباشد و بنده بِالطّبع ابا از بندگى مىكند و اگر مُخَلّى بِالطَّبع باشد از فرمانبردارى بيرون مىرود ، امّا صاحب جاه مالك دلها مىشود به طوع و رغبت و طلب مىكند كه آزادان را بِالطَّبع و به رغبت با خشنودى به « 6 » بندگى و طاعت بندهء خود سازد و به قدرى كه اعتقاد مىدارند بندهء صاحب جاه مىشوند « 7 » و به قدرى كه دلها فرمانِ او را مىبرند قدرت بر صاحب آن دلها « 8 » مىدارد و به قدرى كه قدرت مىدارد « 9 » شاد و خواهشمندِ جاه مىباشد .
هامش
( 1 ) . بسيار /s aبسيارى .
( 2 ) .a s+ كه به كسى .
( 3 ) .s- كمال .
( 4 ) .a- و .
( 5 ) . بشود /a sشود .
( 6 ) .a s- به .
( 7 ) . مىشوند /s aمىشود .
( 8 ) . دلها /aمالها !
( 9 ) .a- و به قدرى كه قدرت مىدارد .