سيُم : آنكه جاه از معتقدان سرايت « 1 » به ديگران مىكند و زياد مىشود بىتعب و زحمتى ؛ از براى آنكه هرگاه دلها تصديق شخصى نمودند و اعتقاد به كمال آن از راه علم يا عمل يا غير اينها به هم رسانيدند البته در هرجا ذكر كمالات آن كس را از براى ديگران مىكنند و اين در شهرها منتشر مىشود و دلهاى مردم به دام آمده اذعان و فرمانبردارى مىنمايند « 2 » و از هر كسى به ديگرى سرايت « 3 » مىكند و زياد مىشود و به جاى معيّنى نمىايستد . و امّا مال هركه « 4 » چيزى از آن را « 5 » مالك شد همين خود مالكِ آن است و بَس و نمىتواند كه آن را زياد كند مگر به تعب و زحمت بسيار .
و « 6 » امّا محبّت جمع مال و گنج گذاشتن « 7 » و چيزها را ذخيره كردن و خزانهء بسيار به هم رسانيدن « 8 » بدون احتياج به اينها ، و محبّت جاه بسيار و پهن شدنِ آوازه به شهرهاى دورى كه مىداند هرگز به آن شهرها نخواهد رفت و مردم آنجاها را نخواهد ديد كه تعظيم او بكنند يا مدد آن بر غرضى از غرضها بكنند سببش دو چيز است : يكى ظاهر و ديگرى پنهان كه فهم زيركان از فهميدن آن عاجز است چه جاى نادانان ؛ زيرا كه از ريشهاى كه در نفس پنهان است به هم مىرسد و حالتى است كه در « 9 » طبع مخفى « 10 » است و مطّلع بر آن نمىتواند شد مگر جماعتى كه به كنه چيزها رسيدهاند .
و امّا سببِ ظاهر دفع المِ خوف از خود نمودن است ؛ از براى آنكه صاحب خوف از راه بدگمانى حريص مىباشد و آدمى هرچند كه « 11 » في الحال كفايت مهمّاتش شده باشد طول امل مىدارد و به خاطرش مىرسد كه اين مالى كه به آن كفايت وى شده بسا
هامش
( 1 ) . سرايت /sمراتب .
( 2 ) . مىنمايند /aمىنمايد .
( 3 ) . كسى به ديگرى سرايت /s aكس سرايت به ديگرى .
( 4 ) .a+ هر .
( 5 ) .a s- را .
( 6 ) .s a- و .
( 7 ) . گذاشتن /s aداشتن .
( 8 ) .a+ و .
( 9 ) . در /sاز .
( 10 ) . مخفى /a sمختفى .
( 11 ) .a s- كه .