و بدانيد - اى « 1 » جماعت - كه شنيدم از پدرم كه از پدران بزرگوار خود روايت مىكرد آنكه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روزى فرمودند : از هيچ چيز آن « 2 » قدر تعجّب نمىكنم كه از بندهء مؤمن ؛ اگر بدن او را در دار دنيا مقراض كنند از براى او خير است . و اگر مالك تمام « 3 » آنچه در مشرق و مغرب « 4 » بشود از براى او خير است . و هرچه خداى عزّ و جلّ با مؤمن بكند از براى او خير است « 5 » .
فصل [ در خلاص از دنيا بهوسيله زهد ]
ظاهر شد از آنچه گفتيم اينكه خلاصى از آفات و مفاسد دنيا ممكن نيست مگر به زهد در آن . و زهد آن است كه خواهش قلبى به دنيا نداشته باشد مگر به قدر ضرورت بدن « 6 » و اين مرتبهاى است بسيار عالى ، در قرآن مجيد وارد شده :
« فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ »
تا موضع :
« وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ »
« 7 » و در اين آيه خداى عزّ و جلّ زهد را نسبت به علما داده و اهل زهد را عالم ناميده و اين نهايت مدح است .
و نيز فرموده « 8 » :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ »
« 9 » يعنى هركه ارادهء متاع دنيا دارد از دنيا نصيبى به آن مىدهيم امّا در آخرت نصيبى نخواهد داشت .
و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : هركه صبح كند و همّت او دنيا باشد خداى عزّ و جلّ كار او را پراكنده مىكند و پيشهء او را متفرّق مىسازد و پريشانى را در برابر روى او مىدارد و حاصل نمىشود از براى او از « 10 » دنيا مگر آنچه مقدّر شده . و هركه
هامش
( 1 ) . اى /aاين .
( 2 ) . آن /s aاين .
( 3 ) .a s- تمام .
( 4 ) .s a+ است .
( 5 ) . الكافي 5 : 67 . تحف العقول : 351 .
( 6 ) .a- بدن .
( 7 ) . قصص : 79 - 80 .
( 8 ) . فرموده /a sفرمودند .
( 9 ) . شورى : 20 .
( 10 ) . از /sدر .