صبح كند و همّت او آخرت باشد خداى عزّ و جلّ كار او را جمع مىسازد و محافظت مىكند پيشهء او را و باطن او را غنى مىگرداند و دنيا رو به وى مىكند در حالتى كه منكوب و مخذول باشد « 1 » .
و فرمودند : هرگاه بنده را ببينيد كه سكوت و ( زهد در دنيا روزى او
[ m . a 59 ]
شد « 2 » به آن بنده نزديك شويد كه به حكمت برخورده و نصيب آن شده « 3 » .
و « 4 » فرمودند : ) « 5 » زهد در دنيا بداريد تا خدا شما را دوست داشته باشد . و زهد در مال مردم بنماييد تا مردم « 6 » شما را دوست داشته باشند « 7 » .
و فرمودند : هركه خواهد كه خداى عزّ و جلّ علم را به وى عطا كند بدون تعلّم و هدايت را روزىِ آن كند بدون هدايت كنندهاى بايد كه زهد در دنيا بورزد « 8 » .
و زهد سه درجه دارد : درجهء پايينتر آن است كه مطلوب از زهد نجات از آتش و ساير عذاب آخرت باشد و اين زهد خايفان است . دوم آن است كه مطلوب از زهد رغبت در ثواب « 9 » خدا « 10 » و « 11 » نعمتهاى بهشت باشد « 12 » و اين زهد امّيدواران است . سيُم - و آن درجهء بالاترين است - آن است « 13 » كه مطلب به غير از خدا و ملاقات آن نباشد و اين زهد عارفان است .
و زهد به اعتبار احكامى كه دارد منقسم مىشود به واجب و سنّت و سلامت ؛ پس
هامش
( 1 ) . مسند أحمد 5 : 183 . سنن ابن ماجة 2 : 1375 ح 4105 با اندكى اختلاف .
( 2 ) . شد /aشده .
( 3 ) . با اندكى تفاوت در تحف العقول : 397 . روضة الواعظين : 437 . سنن ابن ماجة 2 : 1373 ح 4101 .
( 4 ) .a- و .
( 5 ) . ميان پرانتز ازsافتاده است .
( 6 ) .a- مردم .
( 7 ) . أمالي الطوسي : 140 ح 41 . و مانند آن در الخصال : 61 ح 84 .
( 8 ) . تحف العقول : 60 با اندكى اختلاف .
( 9 ) . ثواب /a sدين .
( 10 ) .a+ است .
( 11 ) .s- و .
( 12 ) .a- باشد .
( 13 ) . آن است /aو آنْ آن است .