تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
و هركس كه اين « 1 » صفتها در او قرار يافته به اعتدال باشد عَلَى الإطلاق خوش‌خُلق خواهد بود . و هركه بعضى از اوصاف در او به اعتدال باشد دونِ بعضى نسبت به آن معنا كه در او اعتدال دارد خوش‌خُلق خواهد بود نه مطلقاً . و هرگاه قوّت غضبى نيكو و به اعتدال باشد آن را شجاعت مىنامند . و هرگاه قوّت شهوت نيكو و به اعتدال باشد آن را عفّت مىخوانند . و اگر قوّت غضب از اعتدال ميل به طرف زيادتى كند آن را تهوّر مىنامند . و اگر ميل به « 2 » نقصان كند جُبْن و ضعف مىخوانند . و اگر قوّت شهوت ميل به طرف زيادتى كند آن را شَرَه مىنامند . و اگر ميل به نقصان كند خمود مىخوانند . و پسنديده از اين‌ها آن است كه بر وسط باشد كه عبارت است از عدالت . و هريك از دو طرف خالى از فضيلت و ناپسند است « 3 » . و از براى عدالتْ طرف زياده و نقصان نمىباشد بلكه يك ضِدّ دارد كه جَور مىگويند . و هرگاه استعمال حكمت در غرضهاى فاسد شود افراط آن را مكر و جُربزه مىنامند و تفريط آن را بلاهت مىگويند و حدّ وسط آن به اسم حكمت تخصيص يافته . پس مادّهء خُلقهاى خوب و « 4 » زيبنده و اصلهاى آن چهار است : حكمت و شجاعت و عفّت و عدالت . و به غير از پيغمبر ما صلى الله عليه و آله ديگرى به كمال اعتدال در اين چهار نرسيده و از براى همين است كه خداى عزّ و جلّ در قرآن مجيد به طريق مدحْ خطاب به آن حضرت فرموده :
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
« 5 » يعنى به تحقيق كه خُلق عظيمى دارى . و ساير مردم به تفاوتند در قرب به اعتدال و دورى از آن ، پس سزاوار آن است
هامش
( 1 ) .a- اين . ( 2 ) .s a+ جانب . درmهم بوده امّا اصلاح گرديده است . ( 3 ) . ناپسند /aناپسنديده . ( 4 ) .a- و . ( 5 ) . قلم : 4 .