ننموده كه اين از راه قصور و نقصان او باشد گمان برده كه تغيير دادن خُلقها ممكن نيست و طبيعتها تغيير نمىيابد !
[ m . b 30 ]
و استدلال بر اين مطلب به دو چيز نموده : يكى آنكه خُلق - به ضَمّ اوّل - عبارت است از صورت باطن چنانچه خَلق - به فتح خاء - عبارت است از صورت ظاهر . و همچنانكه خلقت ظاهر را تغيير نمىتوان داد « 1 » همچنين خلقت باطن را تغيير نمىتوان داد . و « 2 » دوم آنكه حُسن خُلق به زائل ساختن غضب و شهوت و محبّت دنيا و غير اينها مىشود و اين امرى است ممتنع . و مشغول اين گرديدن تضييع اوقات است بدون فايده ، چرا كه مطلوب قطع التفات قلب است از لذّتهايى « 3 » و اين محال است .
و در جواب اين گمان باطل مىگوييم : اگر اخلاق قابل تغيير نباشد وصيّتها و وعظها و ادبكردنها باطل مىبود و خداى عزّ و جلّ نمىفرمود « 4 » :
« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها »
« 5 » يعنى به تحقيق كه رستگار شد هركه پاكيزه كرد « 6 » نفس « 7 » را از آلايش خُلقهاى بد . و بىبهره ماند هركه نفس را واگذاشت و تربيت او ننمود « 8 » . و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله نمىفرمودند « 9 » كه : نيكو گردانيد خُلقهاى خود را « 10 » . و چون در حقّ آدمى منكر اين توان شد و حالآنكه تغيير خُلق حيوانات « 11 » چهارپا ممكن است ؛ زيرا كه صيد وحشى را انسى مىتوان كرد و سگى كه حريص است به خوردنِ صيد تأديب كرده مىشود به نوعى كه صيد را محافظت نموده از آن چيزى نمىخورد و اسب از سركشىها نرم و فرمانبردار مىگردد ، و تمامى اينها تغيير خُلق است « 12 » .
هامش
( 1 ) .m+ و .
( 2 ) .s- و .
( 3 ) . لذّتهايى /s aلذّتهاى دنيا .
( 4 ) . نمىفرمود /s aنمىفرمودند .
( 5 ) . شمس : 9 و 10 .
( 6 ) . كرد /aكرده .
( 7 ) .a+ خود .
( 8 ) . ننمود /aننموده .
( 9 ) . نمىفرمودند /aفرمودند .
( 10 ) . رياض السالكين 3 / 264 .
( 11 ) .a+ و .
( 12 ) . خُلق است /aخلقتاند .