مقالهء دوم در بيان خُلقهاى « 1 » ناپسند و پاكيزه كردن نفس از آنها
و در اين چهار باب است .
باب اوّل : در معناى خُلق و پاكيزه كردن آن
بدان كه خُلق عبارت است از هيئتى و حالتى كه در نفس راسخ و ثابت باشد به حيثيّتى كه صادر شود از او افعال به آسانى بدون فكر و تأمّل . و آن هيئت اگر به عنوانى است كه صادر شود از او افعال خوشآيندهء پسنديده هم به حسب عقل و هم به حسب شرعْ آن را خُلق حسن مىگويند « 2 » . و اگر افعال قبيحه از او صادر شود آن را خُلق سَيّئ مىنامند .
و چرا شرط كرديم كه آن هيئت راسخ باشد از براى آن كه كسى كه مثلًا بذل مال از او صادر شود بر سبيل نُدرت از براى مطلبى ، نمىگويند كه جود كردن خُلق اوست مادام كه در نفس او راسخ و ثابت نباشد .
و چرا شرط كرديم كه صدور افعال به آسانى و عدم تأمّل باشد از براى آنكه كسى كه به تكلّف بذل مال نمايد ، نمىگويند كه جود خُلق اوست . و خُلق عبارت از اتيان به فعل نيست از براى آنكه بسيار كس باشد كه جود خُلق او باشد امّا بذل مال نكند از راه
هامش
( 1 ) . خُلقهاى /aصفتهاى .
( 2 ) . مىگويند /sگويند .