بىمالى يا از براى مانعى ديگر . و بسيار باشد « 1 » بخلْ خُلق او باشد و بذل مال نمايد از براى غرضى يا از راه ريا .
پس ناچار است در خُلق خوب از قوّت علم و قوّت غضب و قوّت شهوت و قوّت عدل نمودن ميان آن هر سه . و خوبى قوّت علم و صلاحِ آن در آن است كه به حيثيّتى باشد كه به آسانى فرق كند ميان راست و دروغ در گفتارها و ميان حقّ و باطل در اعتقادها و ميان خوشآينده و ناخوش در كردارها . و هرگاه اين قوّت حاصل شد ثمرهء حكمت از او حاصل مىشود . و حكمت رأس خُلقهاى خوب است چنانچه در قرآن است :
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
« 2 » يعنى « 3 » هركه حكمت عطا شود به او خير بسيارى رسيده خواهد بود . و خوبى قوّت غضب و شهوت در آن است كه « 4 » كم و زياد آنها به حدّى باشد كه حكمت و دين مقتضى آن است . و امّا قوّت عدالت عبارت است از ضبط قوّت غضب و شهوت در تحت اشارهء عقل و شرع .
و عقل به منزلهء ناصحى است كه فرمانفرما باشد . و قوّت عقل عبارت است از قدرت داشتن بر چيزها . و قدرت به منزلهء كسى است كه نافِذُالحكم و فرمانروا باشد .
و فرمان عقل جارى مىباشد در غضب و شهوت . و مثال « 5 » غضب « 6 » سگِ صيد است كه محتاج است به ادب كردن تا آنكه رها شدن و باز ايستادن آن به حسب اشارهء عقل باشد نه به حسب رغبت نفس و خواهش آن . و مثال شهوت مثال اسبى است
[ m . a 30 ]
كه سوار آن شوند در طلب صيد ؛ گاه مىباشد كه رياضت كشيده با ادب مىباشد و گاه سركش « 7 » مىباشد .
هامش
( 1 ) .a+ كه .
( 2 ) . بقره : 269 .
( 3 ) .s a+ به .
( 4 ) .s- كه .
( 5 ) . مثال /s aمثل .
( 6 ) .a- غضب .
( 7 ) . سركش /s aسركشى .