بر من كه اين را از امّت تو بردارم . و « 1 » فرمود :
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
« 2 » يعنى تكليف نمىكند خداى تعالى نفسى را مگر به آنچه بر آن به آسانى قادر باشد « 3 » .
و از اين خبر ظاهر شد كه هرچه در تحت اختيار بنده نباشد و قدرت بر آن ندارد از خاطرهاى اضطرارى مؤاخذه و بازخواست ندارد .
و از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مروى است كه : نُه چيز است كه از امّت من موضوع و ساقط شده و مؤاخذه ندارد : خطا كردن ، و فراموشى ، و آنچه را ندانند « 4 » ، و آنچه را طاقت نداشته باشند ، و آنچه را مضطرّ به آن باشند ، و آنچه را به جبر و اكراه كنند ، و آنچه را شوم « 5 » شمرند « 6 » از فال بد زدن ، و آنچه به خاطر رسد در باب آفرينش مردم از خير و شرّ و حسد داشتن مادام كه به زبان يا دست ظاهر نشود « 7 » .
و از امام محمّد باقر « 8 » يا جعفر صادق عليهما السلام « 9 » روايت است كه : خداى عزّ و جلّ « 10 » گردانيده است از براى حضرت آدم در ذرّيّت و نسل او اين را كه هركسى « 11 » قصد طاعتى بنمايد و بجاى نياورد از براى او يك ثواب نوشته شود . و اگر بجاى آورد « 12 » ده ثواب نوشته شود . و هركه قصد معصيتى بكند و بجاى نياورد بر او گناهى نوشته نشود . و هرگاه بجاى آورد يك گناه بر او نوشته شود « 13 » .
و در روايتى ديگر وارد است كه : هرگاه بنده گناهى بكند مهلت داده مىشود از
هامش
( 1 ) .a- و .
( 2 ) . بقره : 286 .
( 3 ) . الاحتجاج 1 : 327 .
( 4 ) . ندانند /aنمىدانند .s- و آنچه را ندانند .
( 5 ) . شوم /mشام .aشام و شوم .
( 6 ) .m+ و .
( 7 ) . الكافي 2 : 463 ح 2 .
( 8 ) .s a+ عليه السلام .
( 9 ) . عليهما السلام /s aعليه السلام .
( 10 ) . عزّ و جلّ /a sتعالى .
( 11 ) .s+ كه .
( 12 ) . آورد /s aآورده .
( 13 ) . الكافي 2 : 428 ح 1 . و مانند آن در التوحيد : 408 ح 7 .