و راههاى اثرهايى كه در « 1 » هر « 2 » حالى « 3 » تازهبهتازه در دل مىباشد يا از ظاهر است كه باصره و سامعه و شامّه و ذائقه و لامسه باشد . و يا از باطن است كه خيال باشد و شهوت و غضب و خُلقهايى كه در مزاج آدمى تركيب شده . به درستى كه هرگاه آدمى ادراك چيزى به حواس بنمايد اثرى از آن در دل ظاهر مىشود « 4 » ، همچنين مثلًا هرگاه شهوت به حركت درآمد به سبب بسيار خوردن يا به « 5 » قوّت مزاج اثرى در دل پيدا مىشود و اثرها در او باقى مىماند و خيال از چيزى به چيزى ديگر منتقل « 6 » مىشود ، و دل به حسب انتقال خيال منتقل مىشود از حالى به حالى و « 7 » هميشه از راه اين سببها متغيّر و متأثّر مىباشد . و نزديك در اين « 8 » اثرها « 9 » كه در او حاصل مىشود « 10 » خاطرهايى است كه در او « 11 » خطور مىكند و عارض او مىشود از فكرها و ذكرها ؛ اعمّ از آنكه آن خاطرها به تازگى طارى « 12 » شده باشد يا آنكه سابقاً در آن بوده و الحال متذكّر آن گردد .
و خاطر است كه محرّك اراده مىشود از براى آنكه نيّت كردن و عزم و ارادهء چيزى نمودن البتّه بعد از آن مىباشد كه آن چيز در دل خطور نمايد ، پس مبدأ كارها خاطرها « 13 » مىباشد و بعد از آن خاطر محرّك رغبت « 14 » ، و رغبت « 15 » محرّك نيّت و عزم ، و نيّت « 16 » و عزم محرّك اعضا .
و منقسم مىشود خاطرهايى كه محرّك
[ m . b 27 ]
رغبتند به خاطرى كه دعوت به
هامش
( 1 ) .a- در .
( 2 ) .s- هر .
( 3 ) . حالى /aحالتى .
( 4 ) .m+ و .
( 5 ) .s a- به .
( 6 ) .a s+ بسيار خوردن !
( 7 ) .a s- و .
( 8 ) . در اين /s aترين .
( 9 ) . اثرها /s aاثرهايى .
( 10 ) .s a+ و .
( 11 ) .s- خاطرهايى است كه در او .
( 12 ) . درaبا تاء آمده است .
( 13 ) .s- خاطرها .aخاطرهها .
( 14 ) .a+ است .
( 15 ) .s- و رغبت .
( 16 ) . و عزم و نيّت /aو نيّت محرّك عزم .