است تا فتح مملكتِ او از براى يكى از آن دو بشود و در او ساكن گردد و آرام بگيرد ، و عبور اين « 1 » ديگر به ندرت بر سبيل راهزنى باشد ، در قرآن مجيد نازل شده :
« إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ »
« 2 » يعنى به درستى كه جماعتى كه از خدا مىترسند هرگاه خيال شيطانى « 3 » در خاطر ايشان خطور نمايد به ياد حقّ مىافتند ، پس به راه حقّ بينا شده خود را از معصيت باز مىدارند .
فصل [ در مكرهاى شيطان ]
بدان كه گاه مىباشد كه خاطر شيطانى مشتبه به خاطر ملكى شود « 4 » چرا كه از مكرهاى شيطان آن است كه بد را در صورت خوب وامىنمايد ، چنانچه به كسى كه « 5 » طريق وعظ « 6 » مىداند مىگويد كه : آيا ملاحظهء خَلق را نمىكنى كه همه از راه جهل مردهاند و به سبب غفلت هلاك شدهاند و مُشرف بر دخول جهنّم گرديدهاند . آيا رحم بر بندگان خدا ندارى تا ايشان را به « 7 » نصيحت و پند از هلاكت « 8 » خلاصى دهى و خداى عزّ و جلّ به تو دل بينايى و زبان گويايى و گفتار پسنديدهاى داده ، پس چون كفران نعمت خدا مىكنى و متعرّض غضب او مىشوى و از اظهار علم و دعوت بندگان خداى عزّ و جلّ به راه راست ساكت مىباشى ؟ !
و هميشه اين خيالات را در خاطر او جاى مىدهد و به لطايفالحيل او را مىكشاند به اينكه « 9 » مشغول وعظ مىشود ، بعد از آن دعوت مىكند او را به زينت كردن از براى مردم و « 10 » خودسازى به ايراد الفاظ مستحسن و اظهار خير نمودن . و به او
هامش
( 1 ) . اين /s aآن .
( 2 ) . اعراف : 201 .
( 3 ) . شيطانى /s aشيطان .
( 4 ) . شود /s aمىشود .
( 5 ) .s- كه .
( 6 ) .a s+ را .
( 7 ) .a- به .
( 8 ) . هلاكت /aهلاك .
( 9 ) . اينكه /aآنكه .
( 10 ) .a- و .