تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در سه جامه كفن كردند . او با نقل روايتى از حسين بن عبد الله ( بن عبيد الله بن عباس ) به نقل از عكرمه از ابن عباس به سخن دربارهء كندن قبر براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىپردازد . دو گوركن در مدينه بودند : ابو عبيده بن جرّاح مهاجر كه به رسم مكّيان گور مىكند و ابو طلحه زيد بن سهل انصارى كه به رسم مردم مدينه گور مىكند و لحد مىساخت . عباس دو كس را فرستاد ، يكى را به طلب ابو عبيده و ديگرى را به طلب ابو طلحه و گفت خدايا براى پيامبرت اختيار كن . آن‌كه به طلب ابو طلحه رفته بود او را بياورد و او به رسم اهل مدينه قبرى كند و لحدى براى آن قرار داد . ابن اسحاق به سخن خود ادامه مىدهد و بازهم تأكيد مىكند كه همه اينها در روز سه شنبه بود : « چون از غسل پيامبر فراغت يافتند ، و اين به روز سه شنبه بود ، او را روى تختش ( على سريره ) در خانه‌اش نهادند . » مسلمانان دربارهء محل دفن او اختلاف كردند . يكى گفت : « او را در مسجدش دفن كنيم » و ديگرى گفت : « او را با اصحابش ( در گورستان بقيع ) دفن كنيم . » ابو بكر اين مسأله را حل و فصل كرد و گفت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىگفت : هر پيامبرى كه درگذشت او را همانجا كه جان داد دفن كردند . » از اين رو بستر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را برداشتند و گور وى را در زير آن كندند . آنگاه مردم دسته دسته بيامدند و بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز كردند . و در اين نماز كس پيشنمازى نكرد . و در نيمه شب چهارشنبه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را به خاك سپردند . « 1 » او اين بخش روايت ابن عباس را دربارهء كندن گور به وضوح دنبال نمىكند . محل قبر بايد قبل از آنكه كسى را به دنبال گوركن بفرستند تعيين شده باشد . مسلما ابن عباس چيزى دربارهء اين تصميم نگفته بود ؛ بنابراين ابن اسحاق اين خبر را از روايات ديگرى به دست آورده است بدون آنكه اسناد آن را ذكر كند . حذف اسناد بىدرنگ سبب شد كه اين شاخ و برگهاى روايت ابن اسحاق را منسوب به ابن عباس بدانند . بلاذرى و ابن ماجه
هامش
صاحبكم ] . على عليه السّلام گفت فضل را به داخل خانه بفرستيد . انصار گفتند « تمنا داريم حق ما را نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رعايت كنى . » و اوس بن خولى انصارى كه كوزه‌اى در دست داشت اجازه يافت كه وارد شود . على عليه السّلام بدن پيامبر را مىشست و دستش را به زير پيراهن برده بود و فضل پيراهن را بر روى بدن پيامبر گرفته بود و انصارى آب بر دست على عليه السّلام مىريخت ؛ ( ابن سعد ، طبقات ، ج 2 / 2 ، ص 62 - 63 ) . ( 1 ) ابن هشام ، سيره ، ص 1019 - 1020 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 1832 .