تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
او احساس همدردى بىبديلى نسبت به شوهر خاله خود « * » عثمان داشت ، حتى وضع اشرافى او و نفرتش از خونريزى را مىستود و تصورش اين بود كه پدرش مىبايست براى نجات عثمان كوشش بيشترى مىكرد . ايستادگى شجاعانه على عليه السّلام و مخالفت با سنتهاى مذهبى گذشته و با اكثريّت قريش او را به وحشت انداخته بود و از على عليه السّلام درخواست كرد كه از اختلاف و رويارويى دست بردارد . « * * » ادامه و توسعه جنگهاى خونين داخلى بعد از پيروزى خيره‌كننده پدرش در بصره او را سخت نگران كرده بود . معاويه از نظر او آدمى نابكار بود . امّا آيا چنين امرى مىتوانست خونريزى عظيم در بين مسلمانان را توجيه كند به طورى كه دوست و دشمن از آن در امان نماندند و نفرت شديدى در افراد قبايلى به وجود آورد كه زمانى در برادرى قبيله‌اى متحد يكديگر بودند ؟ مقام والاى رهبرى كه تبار او به عنوان سبط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برايش به ارمغان آورده بود جاذبه‌اى براى او نداشت . او خود آرزو مىكرد كه مىتوانست به صحراى خلوتى برود ، كه چنين موضعى را قبلا به پدرش هم پيشنهاد كرده بود . امّا او مىدانست كه اگر شيعيان پدر را در برابر اميال كينه‌توزانه معاويه واگذارد هرگز بخشيده نخواهد شد . معاويه‌اى كه اكنون با حمله‌هاى كاملا وحشيانه بسر بن ابى ارطاة چهره واقعى خود را نشان داده بود . اگر او مىخواست هماهنگى و صلح را به جامعه‌اى برگرداند كه جدش بنيانگذار آن بوده است بايستى به صلحى شرافتمندانه همراه با عفو عمومى دست مىيافت . بيعت با امام حسن عليه السّلام علاوه بر پيروى از كتاب خدا و سنّت پيامبر وى مشروط بود به جنگيدن با هر كه با حسن عليه السّلام بجنگند و صلح با هر كه با او صلح كند . اين مسلمان همان جمله‌اى بود كه على عليه السّلام از پيروانش بيعت مىگرفت و خوارج آن را نپذيرفتند . در هر
هامش
نداشت چگونه مىتوانست با او اختلاف نظر داشته باشد . * اروى بنت كريز ، مادر عثمان ، دختر ام حكيم دختر عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بود ( طبقات ، ج 8 ، ص 166 ) از طرفى عثمان داماد پيامبر و شوهر خاله حضرت حسن بن على عليه السّلام بود . * * نويسنده كه مآخذ مختلف از جمله كتاب الجمل ، ( مفيد ) وقعة صفين ، ( منقرى ) ، الغارات ( ثقفى ) و ديگر كتابهاى تاريخى را كه در كتابنامه از آنها نام برده است در اختيار داشته بهتر مىداند كه على عليه السّلام در موضعى نبود كه دست از جنگ بردارد و مردم را در جنگ غارتگران رها كند . از همه مهمتر اينكه بىهيچ مأخذى اين نظريه خود را از زبان امام حسن عليه السّلام نقل مىكند . م
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 429 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط