تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
خويش به جنگ مىفرستاد . و جبرئيل و ميكائيل او را در ميان مىگرفتند ، جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از طرف چپ ، و از جنگ بازنمىگشت تا خداوند پيروزى را نصيب او مىكرد . او در شبى از دنيا رفت كه در آن شب عيسى بن مريم را به آسمان بردند و يوشع بن نون وصى موسى در همان شب از دنيا رفت ، و درهم و دينارى جز هفتصد درهم به جاى نگذارد كه بهره‌اش بود از بيت المال و مىخواست با آن براى خانوادهء خود خادمى بخرد . » پس گريه گلوى او را گرفت و مردم با او گريستند . او به سخن خود ادامه داد : « اى مردم هر كه مرا مىشناسد كه مىشناسد و هر كه نمىشناسد منم حسن فرزند محمد صلّى اللّه عليه و آله . منم فرزند بشير و منم فرزند نذير . منم فرزند آن كس كه به اذن خداى تعالى مردم را به سوى او دعوت مىكرد ، منم فرزند مشعل نورانى و تابناك هدايت و راهنمايى ؛ من از خاندانى هستم كه پروردگار متعال پليدى را از ايشان دور كرده و پاك و پاكيزه‌شان فرموده ، و همان خاندانى كه مودّت و دوستى ايشان را خداوند در كتابش بر مردم واجب كرده است در آنجا كه فرمايد : « و هر كه كار نيكى كند به نيكويىاش مىافزاييم ( شورى / 23 ) ؛ و كار نيك مودّت و دوستى ما خاندان پيامبر است . » آن‌گاه عبيد الله بن عباس ، حاكم صنعا كه به كوفه گريخته بود بپاخاست و مردم را به بيعت كردن با او دعوت كرد . مردم نيز سخن ابن عباس را پذيرفتند و گفتند : براستى كه چقدر حسن بن على عليه السّلام نزد ما محبوب است و بىشك او سزاوار خلافت است . « 1 » در اين اظهار وفادارى به امير المؤمنين كه اكنون شهيد شده بود و ستايش از جهاد او در راه اسلام از اختلاف نظرى كه زمانى بين او و پدرش وجود داشت سخنى نيامده بود . امام حسن كه طبيعتا صلح‌جو و آشتىطلب بود هر چند در عادلانه بودن اعمال على عليه السّلام شبهه‌اى به دل راه نمىداد ، بعضى از پيگيريهاى نظامى پدر برايش ناگوار بود و گاهى با صراحت بر او خرده مىگرفت . « * »
هامش
( 1 ) ابو الفرج ، مقاتل ، ص 51 - 52 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 3 ، ص 28 . راويان مدنى معمولا قيس بن سعد بن عباده را اولين كسى مىدانند كه جانشينى پدر را به امام حسن عليه السّلام پيشنهاد و با او به خلافت بيعت كرد . ( ر ك : طبرى ، ج 2 ، ص 1 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 3 ، ص 28 : صالح بن كيسان . ) روايت كوفيان كه اين افتخار را از آن عبيد الله بن عباس مىدانند اعتبار بيشترى دارد . * نويسنده كتاب مأخذ اين خرده‌گيرى و اختلاف نظر بين پدر و پسر را ذكر نكرده است . از طرفى حضرت على عليه السّلام امام معصوم ، عادل و مفترض الطاعه بود و امام حسن عليه السّلام كه هيچ شكى در عصمت و عدالت پدر