پس از آن بسر پاى پيش نهاد و گردنش را بزد . بسر اموالش را مصادره كرد و يك سوم مال او را كه خواهرش نيز در آن سهمى داشت بگرفت . معاويه بعدا سهم خواهر عبد الله را به او بازگرداند . « 1 »
بسر چون خبر نزديك شدن لشكر كمكى دشمن به سردارى جارية بن قدامه را شنيد نقشههاى ديگر خود را براى كشتن ربع مردم حضرموت ناتمام گذاشت . واكنش على عليه السّلام نسبت به حمله بسر به حجاز چندان سريع نبود . منابع كوفى ، طبق معمول ، نقل كردهاند كه على عليه السّلام در آغاز ياران خود را بيهوده تحريض به انتقام از دشمن مىكرد تا اينكه جارية ابن قدامه مهياى كارزار شد . در هر صورت گمان مىرود كه على عليه السّلام آماده سازماندهى رزمندگان خود براى سومين حمله به شام بود . و تمايلى نداشت كه نيروهاى نظامى خود را سرگرم كارهاى فرعى كند . او با خشم و درشتى بر حاكمان خود در يمن ايراد گرفت كه چرا در مقابله با شورشيان محلى پيروان عثمان حمله را آغاز نكرده و خود حمله شاميان را دفع نكرده بودند . اخبار مربوط به ستمگريهاى وحشيانه فرمانده ارتش معاويه على عليه السّلام را مجبور ساخت كه دست به عمل بزند . جاريه با هزار نفر از كوفه كه هزار نفر سرباز تازه نفس ديگر از بصره او را همراهى مىكردند و بيشتر از قبيله خود او ، سعد تميم بودند ، به حركت درآمد . على عليه السّلام بعدا دو هزار نفر ديگر را به سردارى وهب بن مسعود خثعمى از كوفه بسيج كرده كه به جارية بن قدامه در حجاز بپيوندد و جارية بن قدامه را به فرماندهى اين نيروها تعيين كرد . على عليه السّلام به هنگام وداع به او گفت : « از خدايى كه سرانجامت به نزد اوست بترس مباد كه مسلمان يا معاهدى را خوار بشمارى و مباد كه مال كسى يا فرزند كسى يا ستور كسى را به زور بستانى ، هر چند برهنهپاى يا پياده باشى و نمازها را به وقت ادا كن » .
جاريه شتابان از راه حجاز به يمن رفت ، و در راه به هيچ شهر و هيچ دژى نپرداخت و چون به يمن رسيد پيروان عثمان گريخته به كوهستانها پناه برده بودند . جاريه از پى آنها برفت و شيعيان على عليه السّلام دست به كشتار پيروان عثمان زدند . جاريه آنان را گذاشت تا انتقام بگيرند و به راه خود ادامه داد و به هيچ شهرى درنيامد و در تعقيب بسر روى به حضرموت نهاد . بسر چون خبر نزديك شدن جاريه را شنيد بدون درگير شدن با او چون
هامش
( 1 ) ثقفى ، الغارات ، ص 629 - 631 .