بودند و بعد از پيروزى اسلام سرنوشت خود را با بنى هاشم پيوند زدند ، بدون آن كه كاملا مورد قبول آنان باشند ، اكنون كه طلقاء ، همپيمانان دوران جاهليت آنان ، به نام اسلام حكومت مىكردند اولين قربانى بودند . منابعى كه محتاطانه درباره سرنوشت اين شاخه از خويشان پيامبر سخن گفتهاند به طور جداگانه نامى از آنان نبردهاند . آيا عباس بن عتبه شاعر ، كه در قضيه عمرو عاص جواب دندانشكنى به وليد بن عقبه داد ، « * » از آنان بود ؟
ابو موسى اشعرى در مكه پنهان شده بود امّا او را گرفتند و نزد بسر آوردند . ابو موسى پيش از آن به مردم يمن نوشته بود كه معاويه سپاهى فرستاده كه مردم را مىكشد و هر كس را كه به حكميت معترف نباشد به قتل مىرساند . بسر كه به خاطر داشت معاويه از ابو موسى ، كه دو بار فريب عمرو عاص را خورده بود ، بسيار خشنود است به دو گفت : « من كسى نيستم كه با يار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خدا چنين كنم . » و آزادش گذاشت . « 1 »
بسر طواف كعبه كرد و دو ركعت نماز خواند ، آنگاه بر منبر رفت و خداى را سپاس گفت كه دشمن را با كشتن و طرد كردن زبون كرده و سپس گفت : « اين پسر ابو طالب است كه اكنون در عراق به تنگنا افتاده است . خداوند او را به خطايش مبتلا و تسليم گناهش كرده ، يارانش از گرد او پراكنده شده و كينه او در دل پروردهاند . اكنون معاويه كه مىخواهد انتقام خون عثمان را بگيرد زمام حكومت در دست دارد . با او بيعت كنيد و جان خود بر باد مدهيد . » مردم مكه با بردبارى بيعت كردند . سعيد بن عاص اموى به جاى اظهار بندگى نسبت به خليفه جديد خدا ، رو پنهان كرد . بسر جوياى او شد امّا او را نيافت . « 2 » سعيد هنوز حكمت متهم كردن بنى هاشم - خويشاوندان اميه و از جدّ مشترك عبد مناف - را به قتل عثمان درنيافته بود . پسرش عمرو بن سعيد هنگامى كه امويان در زمان عبد الملك شروع به كشتن يكديگر براى دستيابى به تخت سلطنت كردند ، اولين قربانى اين منازعات بود .
بسر از مكه به طايف رفت . مغيرة بن شعبه در آنجا بر قومش ثقيف حكومت
هامش
* رك : همين كتاب ، ص 256 .
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3451 .
( 2 ) ثقفى ، الغارات ، ص 608 - 609 .