تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
اطاعت امويان نبود اموالش را غارت كن وقتى به مدينه رسيدى بيم و هراس در دل مردم بيفكن و اعلام كن كه هيچ يك از مردم شهر در نزد تو بىگناه نيستند . و عذر كس نمىپذيرى تا يقين كنند كه آنان را خواهى كشت ، پس دست از ايشان بردار و از مدينه رهسپار مكه شو . در مكه متعرض كس مشو ولى مردم ميان مكه و مدينه را سخت بترسان . در صنعا ياران ما را عليه كارگزاران و شيعيان على عليه السّلام يارى كن و هر كه را از بيعت با ما سر برتافت بكش و هر جا اموالى ديدى آن را غارت كن . « 1 » چون خبر مأموريت بسر منتشر شد ، معن بن يزيد بن اخنس سلمى ( يا برادرش عمرو ) و زياد بن اشهب جعدى به نزد معاويه رفتند و از او خواستند كه جلو سلطه بسر بر قيس را بگيرد ؛ و گرنه ، به نظر آنان ، بسر به انتقام خون بنى فهر ( قريش ) و كنانه كه هنگام ورود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مكه به دست سليم به قتل رسيدند ، قيس را خواهد كشت . معاويه فهميد كه نمىتوان خواسته‌هاى اين مردان برجسته را ناديده گرفت و به بسر گفت كه او بر قيس سلطه‌اى ندارد . « 2 » بسر در دير مرّان از نيروهاى خود بازديد كرد و از آنجا به راه افتاد . او چهارصد تن از يارانش را كنار گذاشت و با دو هزار و ششصد تن به راه خود به سوى حجاز ادامه داد . بر سر هر آبى كه مىرسيدند شتران مردم آنجا را مىگرفتند و بر آنها سوار مىشدند و اسبان خود را يدك مىكشيدند تا به كنار آب ديگرى مىرسيدند . اشترانى را كه گرفته بودند رها مىكردند و شتران ديگرى را كه در آنجا بودند مىگرفتند . چون بسر به مدينه نزديك شد ابو ايوب انصارى ، عامل على عليه السّلام در مدينه ، از آنجا به كوفه گريخت . بسر بدون رويارويى با مقاومتى وارد شهر شد و خطبه‌اى گزنده در سرزنش انصار ايراد و همه را تهديد به قتل كرد . سرانجام حويطب بن عبد العزّى عامرى ، خويشاوند و پدرخوانده بسر ، مداخله كرد و بر منبر او بالا رفت و گفت « اينها عشيرهء تو و انصار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستند نه كشندگان عثمان » خوشبختانه بسر صداى مولاى خود را شناخت و آرام گرفت . او مردم را به بيعت با معاويه فراخواند و خانه فراريانى چون زراة بن جرول از بنى عمرو بن عوف و رفاعة بن رافع زرقى و عبد الله بن سعد از عبد الاشهل و
هامش
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 453 - 454 ؛ ثقفى ، الغارات ، ص 600 . ( 2 ) بيوان ، نقائض جرير و فرزدق ، ص 716 - 717 ؛ اغانى ، ج 4 ، ص 131 - 132 .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 412 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط