خواهرزادهاش عبد اللّه بن زبير پس از مرگ معاويه بر آن شد تا دوباره آن را احيا كند ، امّا ناكام ماند . خاطرهء كشتار وحشتناكى كه در اطراف هودج او روى داد و در اثر آن بسيارى از نزديكانش جان باختند و نيز اينكه خود او در مقام ام المؤمنين مسلمانان را به جان يكديگر انداخته بود ، قطعا فكر او را به خود مشغول مىداشت . روايتهاى بسيار درباره پشيمان شدن و افسوس خوردن او كه كاش مرده بود و آن روز را نديده بود ، به يقين ، جملگى از اين حقيقت حكايت دارند . اين احساس در داستانى كه جندب بن عبد اللّه ازدى كوفى روايت كرده به خوبى بيان شده است : عمرو بن اشرف عتكى كه اهل ازد بصره بود افسار شتر را به دست گرفت ، هر كه به او نزديك مىشد با شمشير خويش بر زمينش مىافكند . سپس حارث بن زهير از ازديان كوفى و صحابى پيامبر ، نزد او رفت ، در حالى كه چنين مىسرود :
اى مادر ما ، اى بهترين مادرى كه مىشناسيم ، آيا نمىبينى چه بسيار دلاورانى كه از پا درمىآيند و دست و پايشان از بدن جدا مىشود ؟
سپس دو ضربه بينشان رد و بدل شد ، و من آنان را ديدم كه زمين را با پاهاى خود مىكندند تا اينكه جان باختند . سپس در مدينه نزد عايشه رفتم . عايشه به من گفت : « تو كيستى ؟ » پاسخ دادم : « مردى از ازد ، ساكن كوفه » . پرسيد : « آيا در جمل شركت داشتى ؟ » گفتم : « آرى » ، گفت : « با ما بودى يا بر ضد ما ؟ » گفتم : « بر ضد شما » . گفت : « آيا مىشناسى آن كس را كه گفت : « اى مادر ما ، اى بهترين مادرى كه مىشناسيم » . گفتم : « آرى ، او پسر عمويم بود » . زار زار بگريست ، چنان كه گمان كردم ديگر آرام نخواهد گرفت » . « 1 »
كشتهشدگان از هر دو طرف زياد بودند ، گرچه بىترديد اندوهبارتر از همه در اردوگاه عايشه بود . قريش كه براى خلافت و موقعيت خود به منزلهء طبقهاى حاكم ، مىجنگيد ، تلفاتى سنگين ديد و بيشتر قبايلش صدمه ديدند . در ميان كشتهشدگان « 2 » عبد شمس عبارت بودند از : عبد الرحمن بن عتّاب بن اسيد ؛ عبد اللّه بن وليد بن يزيد بن عدى بن ربيعة بن عبد العزى ؛ محرز بن حارثة بن ربيعة بن عبد العزّى ؛ پسر عمويش على بن عدى
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3201 . در روايت ابو مخنف دربارهء اين قضيه ، به جاى « بهترين مادر » [ يا خير امّ ] « نافرمانترين مادر » ، [ يا اعقّ امّ ] آمده است ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 1 ، ص 264 ) .
( 2 ) در مورد فهرست زير به طور كلى به فهرست مردگان سال 36 هجرى در تاريخ اسلام كايتانى ، ج 9 و تاريخ خليفه ، ص 177 - 178 مراجعه كنيد . در اين آثار برخى از نامها و خاندانها بايد اصلاح شود .