تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
( فتنه ) خوددارى ورزند . « 1 » و نيز در همان‌جا بود كه باخبر شد دو فرستاده‌اش در جلب حمايت كوفيان موفقيتى به دست نياورده‌اند . « 2 » اكنون على عليه السّلام پسرش حسن و عمار بن ياسر را براى جلب حميات كوفيان به آنجا فرستاد . رفتار ابو موسى بايد مالك اشتر را بر آشفته كرده باشد . مالك اشتر كه ابتدا او را با عنوان والى منصوب داشته و سپس سفارش او را نزد على كرده بود ، در اين هنگام به على گفت كه پيشتر مردى را به كوفه فرستادم كه هيچ كارى از پيش نبرد و از على خواست تا او ( اشتر ) را در پى حسن و عمار به آنجا فرستد ، زيرا كوفيان بر اطاعت از على آمادگى بسيار دارند . مالك اشتر وارد كوفه شد ، طرفداران خود را از قبايل گوناگون گرد آورد و دار الاماره را به زور تصرف كرد ، در حالى كه ابو موسى در مسجد خطبه مىگفت و حسن و عمار با او مجادله مىكردند . وقتى مردان ابو موسى به او خبر دادند كه آنان را از دار الاماره بيرون رانده‌اند ، ابو موسى خود كوشيد كه وارد آن شود ، امّا مالك اشتر فرمان داد بيرونش كنند و او را منافق خواند . مردم در صدد برآمدند اموال ابو موسى را به غنيمت گيرند امّا مالك اشتر آنان را از اين كار بازداشت . « 3 » در اين هنگام حسن عليه السّلام توانست به آسانى سپاهى بين شش تا هفت هزار مرد جنگى جمع كند . « 4 » اين مردان از همهء قبايل گوناگون ساكن در كوفه بودند و به هفت گروه يا
هامش
( 1 ) موضع ابو موسى آشكارا مخالفت شديد با جنگ در ميان مسلمانان بود . اين موضع با مواضع ابن عمر و بيطرفان ديگر در مكه نزديك بود . ابو موسى از عايشه و طرفدارانش پشتيبانى نمىكرد . روايتهاى عبد الرحمن بن ابى ليلاى عثمانى كوفى و ابن اسحاق معرفى درستى از نظر ابو موسى به عمل نمىآورد كه گفته است پيمان بيعت با عثمان هنوز بر گردن او و على است و او ( در ركاب على ) نخواهد جنگيد تا وقتى قاتلان عثمان هر جا هستند كشته شوند ( طبرى ، ج 1 ، ص 3139 ، ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 14 ، ص 9 ) . ابو موسى ، گرچه از روى بىميلى ، با على بيعت كرده بود ، آن را فقط به اين بهانه كه پيامبر مردم را از فتنه برحذر داشته بود ، نقض كرد . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 234 . بنا به روايت ابو مخنف ، گزارشهاى متناقضى رسيده است دربارهء اينكه آيا ابن عباس و ابن ابى بكر وقتى فرستادگان جديد وارد شدند باقى ماندند يا آنجا را ترك كردند . بنا به روايت ابو مخنف به نقل ابن ابى الحديد ( شرح ، ج 14 ، ص 10 - 11 ) ، على عليه السّلام و حسن ، عمار ، زيد بن صوحان و قيس بن سعد بن عباده را از ذو قار فرستاد . ذكر نام قيس بن سعد در اينجا ، چنان كه بلاذرى هم اشاره كرده ، اشتباه است ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 235 ) . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3153 . در اسناد آن ، نعيم ، نعيم بن حكيم مدائنى ( ف . 148 ) آمده است ( ابن حجر ، تهذيب ، ج 10 ، ص 457 ) . در فهرستهاى طبرى به اشتباه نعيم بن حمّاد معرفى شده است . ( 4 ) رقم مزبور را كه شيعه كوفى سلمة بن كهيل ( ف . 121 يا 122 ) داده است ، عبارتى از محمد بن حنفيه تأييد
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 230 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط