تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
على عليه السّلام همچنين در ربذه خبر يافت كه بصره به دست شورشيان افتاده و حكيم و يار ديگرش عبد القيس و يك نفر ديگر از ربيعه كشته شده‌اند . اين اخبار را مثنى بن ( بشير بن ) مخرمه « * » عبدى آوردند . على در قطعه شعرى بر ربيعه مرثيه خواند و آنان را مدح كرد . در اين شعر از ربيعه با عنوان « فرمانبردار » ياد مىكند كه در جنگ بر او پيشى جستند و به منزلتى رفيع نايل آمدند . « 1 » عثمان بن حنيف احتمالا پس از چندى وارد ربذه شد در حالى كه موى ريش و سرش را تراشيده بودند . على او را دلدارى داد و طلحه و زبير را به سبب آن‌كه بيعت خود را شكسته بودند ، نفرين كرد . « 2 » هنگامى كه مخالفان على بصره را به فرمان خود درآوردند و ابو موسى در كوفه كوشيد مردم را بىطرف نگاه دارد ، قطعا مىبايست موقعيت على در ربذه سخت به مخاطره افتاده باشد . روايت است كه چون على عزم رفتن كرد فرزندش حسن عليه السّلام نگرانى خود را ابراز داشت و گفت بيم آن دارم كه بيهوده خود را به كشتن دهى . على او را كنار زد و گفت اگر به دين محمد صلّى اللّه عليه و آله ايمان داشته باشم راهى جز كشتن مخالفان ندارم . « 3 » توقفگاه بعدى على در « فيد » ، حدود نيمه راه مكه به كوفه بود كه گروهى از بنى طىء به ديدارش آمده بودند . رئيس آنان ، سعيد بن عبيد طائى ، به على وعده داد كه از صميم قلب از او پشتيبانى خواهد كرد و سرانجام در ركاب على در جنگ صفين كشته شد . « 4 » احتمالا در همين « فيد » بود كه باخبر شد ابو موسى هنوز ولايت كوفه را در دست دارد و به مردم فرمان داده بود در خانه‌هايشان بمانند و از شركت در كشمكشهاى ميان مسلمانان
هامش
طالب و محمد بن ابى بكر را به كوفه فرستاد ، ناموثق است ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 14 ، ص 8 - 9 ) . * مثنى بن مخرمه عبدى ( ابن كلبى ، نسب ، نمايه ) . نويسنده مثنى بن مخرمه نوشته كه اشتباه است - م . ( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 233 - 234 . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3143 ، به روايت محمد بن حنفيّه . ( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 236 ؛ ابن شبه ، تاريخ المدينة ، ص 1256 - 1258 . راوى آن ، طارق بن شهاب بجلى احمسى كوفى ( ابن حجر ، تهذيب ، ج 3 ، ص 3 - 4 ) در ربذه به على كه از عراق مىآمد ، پيوست ( ابن ابى شيبه ، مصنّف ، ج 8 ، ص 138 ) . التماس كردن حسن عليه السّلام از على را ، ابن عباس نيز روايت كرده است ( ابن عساكر ، على ، ج 3 ، ص 138 ) . ( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3140 . روايت مزبور ، كه ابو مخنف نقل كرده ، به شعبى بازمىگردد كه اين ديدار را در ربذه مىداند . ابو مخنف در گزارش كلى خود اين ديدار را در « فيد » مىداند كه احتمالا درست است ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 234 ) .