تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
را كشتيد . مگر از خدا بيم نداريد ، چرا خونريزى را روا مىدانيد ؟ » ابن زبير گفت : « به سبب ريختن خون عثمان » . حكيم گفت : « آيا كسانى را كه كشتيد عثمان را كشته بودند ؟ مگر از دشمنى خدا نمىترسيد ؟ » ابن زبير سپس به او گفت : « تا على عليه السّلام خلع نشود از اين غذا به شما نمىدهيم و عثمان بن حنيف را رها نمىكنيم » . حكيم پاسخ داد : « خدايا تو داورى عادلى ، شاهد باش » . آنگاه به يارانش گفت : « من دربارهء جنگ با اينان ترديد ندارم ، هر كه ترديد دارد برود » . جنگى سخت درگرفت و يكى ضربتى به ساق پاى حكيم زد و آن را قطع كرد . حكيم ساق پاى خويش را بگرفت و به وى زد كه بر گردنش خورد و از پاى درآمد . هفتاد نفر از عبد القيس كشته شدند . اشرف فرزند حكيم و برادرش رعل نيز در ميان كشته‌شدگان بودند . « 1 » از اردوى ابن زبير ، مجاشع بن مسعود سلمى و برادرش مجالد كشته شدند . « 2 » در اين هنگام شورشيان مكه ادارهء شهر را كاملا بر عهده گرفتند . امّا بين مردم سخت جدايى افتاد و طلحه و زبير نتوانستند به وفادارى مردم اعتماد كنند . روايت شده است كه زبير هزار سوار خواست تا با آنها بر على شبيخون زند يا يورش آورد ، امّا كسى پاسخ نداد . « 3 » به گفتهء ابو المليح شورشيان ابتدا مىخواستند ، پس از مرگ حكيم بن جبله عثمان بن حنيف را هم بكشند . امّا او به آنان گفت كه برادرش سهل والى مدينه است و انتقام خويش را خواهد گرفت . آنان سپس رهايش كردند و او در ربذه به على پيوست . « 4 » زبير پيشنهاد كرد كه آذوقهء مردم بصره را بدهند و پولهاى بيت المال را تقسيم كنند ، امّا فرزندش عبد الله به اين كار اعتراض كرد و گفت در اين صورت بصريان پراكنده خواهند شد ( و با على نخواهند جنگيد ) . توافق شد كه مسئوليت بيت المال را به عهدهء عبد الرحمن بن ابى بكر بسپارند . سپس عايشه به كوفه نامه نوشت و از آنجا كمك
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3135 - 3136 ؛ خليفه تاريخ ، ص 183 . روايت اصلى بلاذرى ( انساب ، ج 2 ، ص 228 - 229 ) اشرف را برادر حكيم مىداند و از سه نفر از برادرانش سخن مىگويد كه كشته شدند . ( 2 ) ابن حجر ، اصابه ، ج 6 ، ص 42 . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3136 ؛ مفيد ، جمل ، ص 288 . راوى آن ، ابو عمره ، مولاى زبير است . اين طرح از نظر عمليات جنگى مناسب‌ترين طرح بود . ظاهرا بصريان دوست نمىداشتند از جملهء مهاجمان باشند . ( 4 ) احتمالا روايت صالح بن كيسان مبنى بر اينكه طلحه و زبير عثمان را پس از دريافت نامه‌اى تهديدآميز از سهل بن حنيف آزاد كردند ، موثق نيست ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 330 ) . به نظر مىرسد كه عثمان بلافاصله پس از دستگيرى آزاد شد .