چهل ضربه تازيانه بر او زدند ، موهاى سر ، مژگان و ابروان او را كندند و به زندانش انداختند . « 1 »
صبح روز بعد بين طلحه و زبير دربارهء اينكه چه كسى بايد امامت نماز را به عهده گيرد اختلاف شد . زبير را چون كهنسالتر بود مقدّم داشتند ، امّا بعد از آن به نوبت هر روز يك نفر نماز مىخواند . « 2 » بامداد اين روز عبد الله بن زبير با گروهى از مردان به بيت المال رفتند كه چهل نفر « 3 » از سبابجه « * » - بردگانى از مردم سند كه اسلام آورده بودند - از آن حفاظت مىكردند . چون مقاومت كردند آنان را همراه با فرماندهشان ، ابو سلمه زطّى ، كه مردى صالح بود كشتند . « 4 »
در اين هنگام عبد الله بن زبير خواست از غذايى كه در ناحيه مدينة الرزق بود به ياران خويش دهد . « 5 » حكيم بن جبله ، چون از بدرفتارى با ابن حنيف باخبر شد ، نيز با سربازان عبد القيس و بكر بن وائل بدان جا رفت . « 6 » عبد الله بن زبير از حكيم پرسيد : « چه مىخواهى حكيم ؟ » حكيم پاسخ داد : « مىخواهيم از اين غذا بخوريم و در برابر توافقى كه داشتيم عثمان ( بن حنيف ) را آزاد كنى كه در دار الاماره بماند تا على بيايد . به خدا قسم اگر بر ضد شما يارانى داشتم كه درهمتان كوبم ، به اين مقدار رضايت نمىدادم تا در مقابل كسانى كه كشتهايد خونتان را بريزم . خون شما براى ما حلال است زيرا برادران ما
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3126 .
( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 228 . بنا بر روايت ابو المليح ( طبرى ، ج 1 ، ص 3134 - 3135 ) عايشه به عبد الله بن زبير فرمان داد كه نماز را امامت كند . زبير بن به كار در انساب قريش خود روايت كرده است كه عبد الله بن زبير به فرمان طلحه و زبير امامت نماز را بر عهده گرفت ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 20 ، ص 114 ) .
( 3 ) منابع از 40 يا 400 سيابجى سخن مىگويند . بىترديد 400 نفر مبالغه است .
* نويسنده كتاب سيابجه نوشته كه شكل درست آن ( جمل 281 ) سبابجه است .
( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 228 ؛ بلاذرى ، فتوح ، ص 376 .
( 5 ) بنا به روايت اصلى بلاذرى ، ( انساب ، ج 2 ، ص 228 ) ، اين واقعه صبح روى داد . بنا به روايت جارود بن ابى سبره كه در اينجا نقل شده ، احتمالا شب قبلش روى داده بود . با اين حال بعيد مىنمايد كه جنگ متعاقب آن در شب اتفاق افتاده باشد .
( 6 ) بنا بر گزارشهاى كلى بلاذرى ( همان ) اين جنگ در زابوقه روى داد و طلحه و زبير در آن شركت كردند . مردان حكيم حدود سيصد نفر بودند كه هفتاد نفرشان از عبد القيس بودند . خليفه مىگويد هفتصد نفر بودند ( تاريخ ، ص 183 ) . به گفتهء ابن ابى سبره اكثريت را عبد القيس تشكيل مىدادند . ابو مخنف نقل كرده است كه شورشيان عايشه را سوار بر شترى آوردند و آن روز را روز « جمل اصغر » خواندند در برابر روزى كه با على جنگيد و آن را روز « جمل اكبر » خواندند ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 9 ، ص 322 ) .