كشتهشدگان بود . « 1 » گفتهاند كه عبد اللّه بن زبير ، حسن بن على عليه السّلام و عبد اللّه بن حاطب جمحى زخمى شدند . اگر روايات مربوط به اين موضوع موثق باشند به احتمال زياد ، اين جراحتها بر اثر جنگ به آنان وارد نيامده است . « 2 »
بدين ترتيب ، مدافعان قريشى عثمان ، و از جمله خويشاوندان امويش ، او را به درخواست خودش ترك كردند . احتمالا غلامان و محافظان شخصى او هنوز هم از درها مراقبت مىكردند .
امّا در هنگام نماز عصر « 3 » كه سرنوشت مورد انتظارش به سراغ او آمد ، او با زنش نائله در اتاق خود تنها بود و قرآن مىخواند . اگر پسرعمويش مروان پس از آن كه به دست خود مصيبتى براى او پيش آورد ، واقعا مىخواست مانع دستيابى دشمنان به پيرمرد شود ، چنان كه در دو بيت شعر ادعا كرده ، « 4 » مىبايست بنا به درخواست خود عثمان در كنار او بنشيند ، « 5 » نه آنكه در بيرون خانه به رجزخوانيهاى گزافهآميز بپردازد . وليد بن عقبه ، برادر [ مادرى ] عثمان حتى در مدينه هم نبود بلكه در امنيّت و آرامش در مراض ، واقع در نزديك مدينه ، خبر قتل عثمان را دريافت كرد و رياكارانه به مردم خطاب كرد كه اى كاش پيش از رسيدن خبر مرگ عثمان ، او جان سپرده بود . « 6 » هيچ نمىدانيم كه پسران
هامش
عبد الرحمن بن حاطب رك : ابن حجر ، تهذيب ، ج 6 ، ص 158 - 159 ) .
( 1 ) ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، ص 1280 ، در اين منبع نام ناتل حذف شده است .
( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 79 ، 80 ، 95 . در اين روايات به طور مبهم از مبارزه اين سه تن در دفاع از عثمان ياد شده است . در برابر اين روايات ، به شهادت روايات بىابهام ديگر آنان با اطاعت از دستور عثمان سلاح خود را بر زمين نهادند . دربارهء عبد اللّه بن حاطب جمحى قريشى كه از امّ ولدى زاده شده بود رك : زبيرى ، نسب ، ص 395 .
( 3 ) دربارهء زمان قتل رك : بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 85 - 86 ، 98 .
( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3022 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 81 .
( 5 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3002 .
( 6 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 102 - 103 . برادر وليد ، خالد بن عقبه ، نيز در اين زمان حضور نداشت . به گفته سيف بن عمر ( ؟ ) او با پررويى تمام ازهر بن سيحان محاربى ، يكى از مدافعان خانه عثمان ، را سرزنش مىكند كه چرا نجنگيده است . ازهر در پاسخ او ، بدرستى اشاره كرد كه « خالد در حالى كه زره بر تن داشت از نزد او [ عثمان ] گريخت » . ( ابن بكر ، تمهيد ، ص 214 ) . اما به گفته مصعب زبيرى ، اين اشعار بين خالد بن عقبه و عبد الرحمن بن ارطاة بن سيحان محاربى ، هم پيمان حرب بن اميه ، در ماجراى قتل سعيد بن عثمان به دست غلامان سغدىاش رد و بدل شده است ( زبيرى ، نسب ، جزء 3 ، 141 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 5 ؛ ص 117 - 119 ) . بىترديد روايت دوم معتبرتر است .