مروان و در پى او ابو حفصه ، مولاى او ، بيرون رفتند . مروان بانگ زد و هماورد خواست . چون دامن زره خود را برگرفت و زير كمربند جا داد ، رهبر شورشيان ابن نباع ( عروة بن شييم ) كه از سوى عبد الرحمن بن عديس براى نبرد فرستاده شده بود ضربتى به گردن او زد كه او را از پاى درآورد . مروان به خود پيچيد و بر زمين افتاد . پس عبيد بن رفاعة بن رافع به طرف او رفت كه خلاصش كند . امّا فاطمه [ مادر رضاعى مروان ] دختر اوس ، دايهء مروان ، بر او جست و گفت : « اگر قصد كشتن اين مرد را دارى كه كشته شد و اگر مىخواهى با گوشتش بازى كنى اين كار زشت است » . عبيد دست از مروان بداشت و فاطمه به كمك ابو حفصه مروان را كه سخت زخمى بود به خانه خود برد . عبد الملك بن مروان بعدها به پاداش اين كار فاطمه ، نوه يا پسر او ابراهيم بن عدى [ ابراهيم بن عربى كنانى ] را حكومت يمامه داد . « 1 » سعيد بن عاص نيز بيرون رفت و جنگيد تا آنكه جراحتى سخت به سرش رسيد . « 2 » بنا به روايت ابو مخنف ، عامر بن بكير كنانى ، از مجاهدان بدر ، او را ضربت زد و نائله ، همسر عثمان ، وى را نجات داد . « 3 »
سه نفر قريشى ديگر در دفاع از عثمان كشته شدند : عبد اللّه بن وهب بن زمعه و عبد اللّه بن عبد الرحمن بن عوّام ، برادرزادهء زبير ، كه هر دو از بنى اسد بودند و عبد اللّه بن ابى ميسرة بن عوف بن سبّاق از بنى عبد الدار . عبد الرحمن ، برادرزادهء زبير ، به مخالفان پيشنهاد كرد كه نزاع را بر اساس كتاب خدا فرو بنشانند ، با اين حال عبد الرحمن بن عبد اللّه جمحى قريشى به او حمله كرد و او را كشت . دو تن ديگر در نزديك خانه عثمان مورد حمله گروهى از مردان قرار گرفتند و كشته شدند . « 4 » ناتل ، غلام عثمان ، نيز از جمله
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3003 - 3004 ؛ ابن شبّه ، تاريخ المدينة ، ص 1281 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 79 . براى آگاهى از كنيههاى صحيح فاطمه و ابراهيم ر . ك : تعليقات متن بلاذرى .
( 2 ) ابن سعد ، طبقات ، ج 5 ، ص 23 .
( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 79 - 80 .
( 4 ) همان ، ابن عساكر ، عثمان ، ص 532 . در روايت بلاذرى ، كنيه ابن ابى ميسره در سلسله نامهاى پدر و اجداد فرد اخير نيامده است . زبيرى ( نسب ، ص 256 ) نام پدر او را ابى مسرّه ذكر مىكند اما اكثر منابع ديگر او را ابى ميسره دانستهاند . به نظر نمىرسد كه عبد الرحمن بن عبد اللّه جمحى را در جاى ديگرى بتوان شناخت .
ابن عساكر ( عثمان ، ص 554 ) ابياتى چند از عبد اللّه بن وهب بن زمعه نقل مىكند كه وى در آن سوگند ياد مىكند كه پس از عثمان با هيچ امام ديگرى بيعت نخواهد كرد و در دفاع از او « دارين » را رها نخواهد كرد .
ابن منكدر سه تن قريشى را كه در دفاع از عثمان كشته شدند نام مىبرد . او از عبد الرحمن بن حاطب بن ابى بلتعه لخمى نيز ياد مىكند ( ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، ص 1280 ) كه پدرش همپيمان خاندان زبير بود ( دربارهء