او در صبح يوم الدار بار ديگر در نزد سعد بن ابى وقاص بر توبه از تمام خطاهاى خود تأكيد كرد و به مدافعان خود دستور داد كه سلاحهايشان را بر زمين بگذارند . او كه همه كس جز زنش تركش كرده بودند ، سرانجام گريزناپذير خود را با آرامش پذيرفت . با اين حال ، مىبايست حس كرده باشد كه بيشترين بار گناه ايجاد اين مصيبت به عهده خود او بوده است . سرطانى كه خود او به سبب علاقه بىحد و حصر به خويشاوندى فاسد و آزمند در پيكرهء خلافت رشد داده بود و نمىتوانست آن را ريشهكن كند ، او را به نابودى كشاند . اين سرطان پس از او همچنان به رشد خود ادامه داد و شايستهسالارى اسلامى را كه مبناى خلافت عمر بود كاملا كنار زد . معاويه ، جانشين عثمان ، خلافت را ، همچنان كه در پيشبينى مشهورى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده بود ، به سلطنتى استبدادى و سنّتى تبديل كرد .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: ويلفرد مادلونگ
ص١٩٥