دهند . مروان توانست عثمان را با سخنان خود قانع كند . « 1 » و عثمان پس از اندكى تأخير ، در خطابه خود بر طبق نظر او عمل كرد . در همين زمان عمرو عاص كه از انتصاب مجدد خود به حكومت مصر به تقاضاى عايشه نوميد شده بود ، درخواست فراموشنشدنى خود را براى توبه از « خطاهاى بزرگ » اعلام كرد . خليفه در ابتدا او را به تمسخر گرفت ، امّا پس از تكرار درخواست او ، عثمان دو دست برداشت و رو به قبله كرد و گفت : « خدايا من نخستين كسم كه توبه به پيشگاه تو مىآورم » . پس از آن ، عمرو با خشم مدينه را ترك كرد . « 2 »
پس از رفتن مصريان ، على عليه السّلام پيش عثمان آمد و گفت : « سخنى گوى كه مردم استماع كنند و شاهد آن شوند و نمودار تغيير روش و بازگشت تو باشد » . عثمان سپس در سخنانى گفت : « . . . اى مردم ! به خدا عيبى از من نگرفتهاند كه ندانم . . . دستخوش آرزو و فريب نفس شدم و از رشاد دور ماندم . . . در پيشگاه خدا از آنچه كردهام استغفار مىكنم و به دو توبه مىبرم . از رفتار خويش بگشتم و بازآمدم . سران شما بيايند و راى خويش با من بگويند . به خدا اگر حق ، مرا بنده كند روش بنده گيرم و چون بنده زبونى كنم و مانند بنده باشم كه اگر مملوك باشد صبورى كند و اگر آزاد شود سپاس دارد » . بنا به روايت عبد الرحمن بن اسود او همچنين وعده داد كه : « مروان و كسان وى را دور مىكنم » . « 3 »
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 62 ، 89 . در حالى كه زهرى اتهامات مروان به على عليه السّلام را افترايى مغرضانه مىداند ، گروهى از راويان سنّى متعصّب مدنى آن را واقعى دانستهاند . محمد بن منكدر تيمى قرشى ، از علماى برجسته مدينه در اواخر دوره اموى ، روايت كرده كه عثمان « يكى از مهاجران را بر او ترجيح داده نام على عليه السّلام را نبرد - به ملاقات مصريان در ذى خشب فرستاد تا خواستههاى آنان را برآورده سازد . سپس مردى از قبيلهء مخزوم از خليفه خواست اجازه دهد كه فرستاده او را تعقيب كند زيرا به او اعتماد ندارد .
خليفه اجازه داد و جاسوس شنيد كه فرستاده به شورشيان مىگفت كه براى مقابله با مروان و عثمان وضعيت مناسبى ندارند . جاسوس اين موضوع را به عثمان اطلاع داد و عثمان گفت اين مرد ( على ) كه « خدا او را نيامرزد » از سر حرص و آز در پى اميال خود است ، اما من از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه هرگز به آن ( خلافت ) دست نخواهد يافت . عبد اللّه بن فضل هاشمى ، از مدنيان معاصر زهرى ( ابن حجر ، اصابه ، ج 5 ، ص 357 - 358 ) نيز نقل كرده كه على عليه السّلام به مصريان گفت : با استعداد كافى براى مقابله با مدافعان عثمان به نزد من نيامدهايد . بازگرديد ، نيروى بيشترى جمع آوريد و سپس بازگرديد ( ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، ص 1128 ) .
( 2 ) روايت محمد بن عمر بن على ( طبرى ، ج 1 ، ص 2972 ) را روايت ابو حبيبه ، مولاى زبير ( همان ، ص 2982 ) ، تا حد زيادى تأييد مىكند .
( 3 ) همان ، ص 2977 .