تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
اختلاف با شورشيان تأثير چندانى داشته باشند . به سبب آن‌كه ديگر اعضاى زندهء شوراى منتخب در مدينه حضور نداشتند ، عثمان به على عليه السّلام نياز داشت كه با شورشيان گفتگو كند و به عمار هم ، اگر مىتوانست او را قانع كند ، نيازمند بود . او به محمد بن مسلمه ، كه صحابى بسيار محترم و داراى موضع سياسى مستقلى بود ، نيز به عنوان سخنگوى انصار احتياج داشت . تركيب دوگانه اين هيأت نشان‌دهندهء اوضاع سياسى بود . مهاجران قريش طبقه حاكم بودند ، امّا انصار كه اكثريّت ساكنان مدينه را تشكيل مىدادند در آن هنگام از لحاظ نظامى اهميّت بيشترى براى سرنوشت خليفه داشتند . « 1 » بنابراين ، شايد گفتهء محمد بن مسلمه ، كه محمود بن لبيد بىواسطه از او نقل كرده ، درست باشد كه مىگويد : « ابن عديس . . . گفت : اى ابو عبد الرحمن سفارشى به من نمىكنى ؟ گويد : من گفتم : . . . كسان خود را از خليفه خدا بازدارد كه به ما وعده داده كه رفتار خويش را عوض كند » « 2 » و سپس اين سخنان را در اقناع مصريان به بازگشت از مدينه مؤثر مىداند . اگر تاريخى كه ابن عباس براى محاصرهء اول ذكر كرده درست باشد ، اين واقعه در روز دوازدهم ذىقعده روى داده است . اين مذاكرات احتمالا چند روز به طول انجاميد . در همين زمان در مدينه ، عثمان موافقت كرد كه بر خلاف ميل قلبى خود با چند تن از شورشيان ، كه در ابتدا از ديدار با آنان سرباز زده بود ، گفتگو كند . « 3 »
هامش
( 1 ) ولهاوزن معتقد است كه عثمان محمد بن مسلمه را مأمور مذاكره با شورشيان كرد اما در روايتهاى تاريخى به سبب جانبدارى از على عليه السّلام ، او [ على ] را همراه محمد يا به جاى او نام برده‌اند تا نشان دهند كه او هر چه در توان داشته براى جلوگيرى از وقوع فاجعه انجام داده است ( خلاصه‌ها و پيش‌نويسها ، ج 6 ، ص 128 ، يادداشت 2 ) . كايتانى اين نظريه را بسط داده و سرانجام ، آن را با اين استدلال وارونه كرده كه در برخى روايات از على عليه السّلام نامى برده نشده تا او را از هر گونه اتهام مداخله در اين كاربرى سازند ( تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 158 ، يادداشت 1 ) . در واقع ، بين رواياتى كه واقدى جمع آورده هيچ‌گونه ناهماهنگى وجود ندارد . طبيعى است كه محمد بن عمر به نقش پدربزرگ خود ، على عليه السّلام در اين ماجرا بيشتر اهميت داده باشد ، در حالى كه جابر بن عبد اللّه انصارى ، كه خود نيز در زمرهء اعضاى گروه انصار بود ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 62 ، 66 ، ابن سعد ، طبقات ج 3 / 1 ، ص 44 ؛ ظاهرا جابر آن قدر برجسته نبود كه محمود بن لبيد از او نام ببرد ) ، و سفيان بن ابى العوجاء سلمى از اعراب حجاز ( ابن حجر ، تهذيب ، ج 4 ، ص 117 ) به توصيف نقش محمد بن مسلمه مىپردازند و تعداد انصار همراه او را پنجاه تن مىشمرند ( طبرى ، ج 1 ، ص 2995 ؛ ابن شبّه ، تاريخ مدينه . ص 1134 ) . اما از روايات محمود بن لبيد و خود محمد بن مسلمه آشكار مىشود كه على عليه السّلام و محمد بن مسلمه به عنوان سران مهاجران و انصار با شورشيان ديدار كردند . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2971 . ( 3 ) رك : همين كتاب ، ص 136 .