ودر اين حديث ابدا ذكرى از اين نيست كه روز عاشورا چه روزى بوده يا اينكه روز دوشنبه بوده ؛ بلكه مىتوان گفت كه روز دوشنبه وعاشورا را جداجدا شمردن وهريك را منحوس دانسته وهركدام را علّتى جداگانه ذكر كردن ، دليل اين است كه روز عاشورا دوشنبه نبوده . واگر شهادت نيز در آن روز بودى ، احقّ وأولى آن بود كه وقوع شهادت در آن روز را نيز ضميمه به وقوع رحلت در آن روز كرده وجهت شئامت را مؤكّد فرمودى .
وأيضا مؤكّد همين معنى است اخبارى كه در شئامت روز دوشنبه وارد شده ودر باب اوّل ذكر گرديد كه همهء آن اخبار باوجود ورود آن در بيان شئامت آن روز ، خالى است از تعرّض بر وقوع شهادت نيز در آن روز .
فصل هفتم : در ذكر موضع شمس در روز عاشورا
1 . موضع شمس در دهم محرّم سنهء شصت به طور كوفه موافق زيج هندى ، صفر درجه وسى وهشت دقيقهء عقرب است .
2 . در عاشوراى سنهء شصت ويك ، نوزده درجه وبيست دقيقهء ميزان است .
ودر كتاب جام جم چون سال شهادت را سنهء شصت ويك گرفته ، موضع شمس وساير كواكب را نيز در عاشوراى همان سال بنا به استخراج ميرزا حسن منجّم ضبط كرده . هركه خواهد رجوع نمايد .
وآنچه قابل تعرّض است ، اين است كه در جام جم گويد :
قدماي منجّمين ، موضع شمس را در روز عاشورا ، بيست ويك درجهء ميزان تشخيص دادهاند ، ولى استخراج ميرزا حسن منجّم 19 درجه و 20 دقيقهء ميزان است .
ودر كتاب مقتل كه تأليف آن مؤخّر از تأليف جام جم است گويد كه :
موضع شمس 21 درجهء ميزان است ؛ چنانچه استادان قديم به زيجات ومنجّمين عهد خاقان مغفور فتحعلى شاه با زيج محمّدشاهى به دقّت تمام استخراج كردهاند - انتهى - .