مقصود ما از وقوع وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم در آن روز يا شئانت مطلقهء ذاتيهء آن ، مگر از تقرير امام عليه السّلام عرض راوي را ، فتأمّل .
وقطع نظر از اخبار خاصّه اخبار وارده در بدشگون بودن روز دوشنبه نيز دلالت بر مقصود دارد ؛ زيرا كه اگر ولادت دوشنبه بودى ، اين همه اظهار شئامت از اين روز روا نبودى ؛ زيرا كه سعادت ولادت ، غالب است بر نحوست وفات ، ولو سلّم مساوى است وبر فرض تسليم از مستبعدات قويّه است كه اين همه تشأّم نمايند از روزى بدون تعرّض بر اينكه مر آن را فضيلتى نيز هست ؛ به جهت وقوع ولادت در آن .
پس ، از اين دو قبيله اخبار ثابت شد كه ولادت در هفدهم بوده نه دوازدهم وروز جمعه بوده نه دوشنبه . وخبر اوّل از قسم اوّل اگرچه به اصطلاح فقها ضعيف است - به علّت اينكه مشتمل است بر رواة مجهول الحال وخبر ثاني مرسل است ، ولى قول واحد كلينى ومسعودى كه مستندى از اخبار ندارد مقاومت نمىكند با قول مفيد « 1 » وجماعت كثيره وجمعى از فقها كه مؤيّد است با اخبار وارده در استحباب روزهء هفدهم ماه ولو تعليل نشده باشد به اينكه روز ولادت است .
فصل سيم : در ذكر أقوال علماى أهل سنّت
1 . عزّ الدين علي بن محمّد بن عبد الكريم الجزري المعروف بابن الأثير ، المتوفّى سنة 630 در كتاب أسد الغابة في معرفة الصحابة گويد آنچه ترجمهاش اين است :
ولادت رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وسلّم روز دوشنبه بوده ، ده شب گذشته از ربيع الاوّل . وبعضي دو شب رفته وبعضي هشت شب رفته گفتهاند ، در عام فيل چهل سال از سلطنت نوشيروان بن قباد گذشته وپادشاهى نوشيروان چهل وهفت سال وهشت ماه بوده . « 2 »
وهم أو در كتاب كامل التّواريخ گفته : ابن إسحاق گفته است كه :
هامش
( 1 ) . در مصدر به اشتباه چنين آمده است : . . . ندارد ومقاومت نمىكند يا قول مفيد .
( 2 ) . أسد الغابة ، ج 1 ، ص 122 .